[ ولايت عين توحيد بوده و براى قوام عالم ضرورى است ]
ولايت خداوند از صفات و أسماء ، لازمهء ذات اوست ، و بالأصالة و الحقيقة مىباشد ، ولى ولايت كلّيّه و عامّه و مطلقهء الهيّهء رسول الله و أئمّهء طاهرين سلام الله عليهم تبعى و عرضى است ، و مرآتى و آيتى است ، از خداست كه در اين آئينههاى تابناك و آيات درخشان ، نمودار شده و تجلّى كرده است .
بدون ولايت ، عالم تحقّق و قرار ندارد ، و وجود و ثبات ندارد ، بلكه معدوم و نابود است .
زيرا نزول نور هويّت الهيّه در اسم الله و ساير صفات جمال و جلال بواسطهء انعكاس نور ذات و آئينههاى مختلف است ، تا در عالم امكان كثرت پديد آيد ، و موجودات بهم رسند ، و حادث به قديم مربوط گردد ، و اين امر بدون ولايت محال است .
همچنان كه خلق و مخلوقيّت ، بدون صفت خلّاقيّت و اسم خلّاق خدا ، و مرزوق و مطعوم ، بدون صفت رازقيّت و طاعميّت خدا محال است ، و معلوم بدون علم ، و رحمت بدون رحمن و رحيم محال است ، همچنين ايجاد و پرورش موجودات ، بدون ولايت محال است ، زيرا كه ايجاد و إحياء و إماته و تربيت ، همه در ظلّ اسم و صفت ولىّ و ولايت است ، و بدون آن امكان تحقّق ندارد .
ولايت در هر موجودى هست ، بحسب سعه و ضيق هويّت وجودى آن موجود . زيرا ولايت عبارت است از عدم حجاب و فاصله بين خلق و خالق ، و تا حجاب و فاصلهاى باشد ، خلقت ممتنع است .
پس هر موجودى از يك پر كاه گرفته تا كوههاى استوار ، و از ذرّه گرفته تا خورشيد و منظومهء آن ، همه با ولايت است ، يعنى با ربط محض با خداوند قادر و ايجاد كننده و عالم و روزى دهنده .
غاية الأمر موجودات ضعيف در تحت ولايت موجودات قوىتر ، و آنان نيز در تحت ولايت موجودات قوىتر ، تا برسد به جائى كه ولايت كلّيّهء الهيّه و مطلقه و عامّهء آن در زير اين صفت و اسم ، تمام موجودات را به وجود مىآورد ، و روزى مىدهد ، و حيات و ممات مىبخشد ، و علم ، و سمع ، و بصر ، و قدرت افاضه مىكند .
[ ولايت ولىَّ خدا همچون صورت و نقش ولايت كلّيّهء الهيّه است ]
لازمهء خلقت همهء موجودات كثيره ، با اختلاف مرتبه و درجهء آنها در وجود ،