بزرگى رسيد او داخل در تحت عبوديّت من بود .
و اگر من نبودم ، أصلا وجودى موجود نمىشد ، و شهودى هويدا نبود ، و هيچ عهد و پيمانى در ذمّهاى شناخته نبود .
9 - پس هيچ زنده و جاندارى نيست ، مگر آنكه حيات او از حيات من است ، و هر نفس صاحب اراده و مقصود ، در تحت اطاعت و انقياد ارادهء من است .
10 - و بنابر اين هيچ گويندهاى نيست ، مگر آنكه با الفاظ و عبارات من سخن مىگويد ، و هيچ بينندهاى نيست مگر آنكه با مردمك چشم من مىبيند ، و هيچ شنونده و گوش فرا دهندهاى نيست مگر آنكه با گوش من مىشنود ، و هيچ گيرندهاى نيست مگر آنكه با صولت و قدرت من مىگيرد .
11 - من در توحيد حقّ تعالى ، اسباب را اتّخاذ كردم ، تا آنكه توحيد را يافتم ، و واسطه قرار گرفتن اسباب يكى از راهنمايان من بود .
12 - و من در اسباب با نظر توحيد نگريستم ، تا آنكه اسباب را گم كردم ، و رابطهء توحيد در اين أمر مفيدترين وسيلهء من بود .
13 - و من نفس خود را از توحيد و اسباب ، مجرّد كردم و او مجرّد شد ، و بنابر اين ديگر در هيچ روزى نفس من غير تنها و مجرّد نيست .
14 - و من فرو رفتم و غوص كردم در درياهاى عالم جمع ، بلكه گردش كردم و خوض نمودم ، و هر گونه درّ شاهوار را بيرون آوردم .
15 - اينها براى آن بود كه كارهاى خود را با گوش بينا بشنوم ، و گفتارهاى خود را با چشم شنوا مشاهده كنم .
16 - پس در اين صورت اگر در ميان درختهاى پيچيده بلبلى ناله كند ، و پرندگان ديگر در هر درخت تنومند و بزرگى ، با آواز خوش الحان خود بخوانند ، و جواب او را بدهند ، 17 - و اگر با نى ، نىزن توانائى كه بر اساس تناسب حركت تارهاى چنگ و تارى كه در دست زن آوازهخوانى است بنوازد ، و به طرب درآيد ، 18 - و آن زن آوازهخوان با اشعار رقيق و لطيف تغنّى كند ، و در هر نوع از آواز و تغنّى ، أسرار تا محلّ خود از سدرة المنتهى بالا رود ، 19 - در تمام اين احوال ، من در آثار صنع خودم پاك و منزّه هستم ، و مقام
امام شناسى (فارسى) — صفحة 103
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٠٣