هو بشر بوده است « 1 » » .
[ اشارهاى به كلمات صدر المتألهين قدّس سرَّه دربارهء انسان كامل ]
و امّا صدر المتألهّين قدّس الله سرّه ، اين مقامات و درجات انسان كامل را در يك جا و دو جا ذكر نكرده است ، بلكه در غالب از كتب خود آورده ، و بالأخصّ در « اسفار » در مواضع بسيارى از آن ياد مىكند بلكه مىتوان « أسفار أربعة » را مقامات و درجات انسان كامل دانست ، و كتاب « اسفار » را به كتاب انسان كامل نام نهاد كه حقّا مىتوان گفت : بهترين تصنيفى است كه در اين موضوع تا به حال از نقطهء نظر جامعيّت ، به وقوع پيوسته است ، و ما در اينجا براى نمونه ، فقط يك عبارت مختصر را از او مىآوريم :
و هذا أيضا من لطائف صنع الله و حكمته فى خلق الإنسان الكامل ، و صيرورته إنسانا كبيرا بعد ما كان عالما صغيرا ، فكأنّ الوجود كلّه كشخص واحد دار على نفسه ، و كأنّه كتاب كبير ، فاتحته عين خاتمته ، و العالم كلّه تصنيف الله ، و ابتدأ بالعقل و اختتم بالعاقل ، كما قال تعالى :
أَ وَ لَمْ يَرَوْا كَيْفَ يُبْدِئُ اللَّهُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ إِنَّ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ * قُلْ سِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُرُوا كَيْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ يُنْشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
« 2 » .
« و اين نيز از لطائف صنع خداوند و حكمت او در آفرينش انسان كامل است ، كه بعد از آنكه او را عالم صغير قرار داده بود ، اينك به صورت انسان كبير در آورد .
پس گويا اينكه تمام عالم وجود ، همچون شخص واحدى است كه بر دور محور وجود نفس انسان كامل دور مىزند ، و گويا كه او كتاب بزرگ إلهى است كه فاتحهء آن عين خاتمهء آنست ، و عالم به طور كلّى تصنيف خداست كه ابتداء به عقل فرموده است ، و به عاقل خاتمه داده است ، همچنان كه خودش فرموده است :
« آيا نمىبينند كه چگونه خداوند عالم آفرينش را ابتداء كرد ، و سپس آن را باز مىگرداند ، و اين براى خداوند آسان است . بگو : در روى زمين سير كنيد پس
هامش
( 1 ) - « اسفار أربعة » طبع حروفى ، ج 2 ، ص 275 و 276 .
( 2 ) - « اسفار اربعة » ، طبع حروفى ، ج 7 ، ص 18 .