زمامهاى حقّ و پرچمهاى دين ، و زبانهاى راستاند ، آنها را در بهترين منزل از منازل قرآن قرار دهيد و عالىترين درجه در درجات قرآن را در وجود آنها مشاهده كنيد ، و مانند شتران تشنهء بيابان نَوَرديده كه به آبشخور برسند خود را به آستان آنها زنيد و از علوم و بركات و رحمت و عافيت و صدق و حقّانيّت آنها سيراب شويد و إشباع گرديد ( منظور آن حضرت از عترت پيغمبر خود اوست ، مىخواهد بفرمايد براى رفع هر گونه بدبختيها و رفع مشكلات دنيوى و اخروى و فتح ابواب سعادت و كاميابى بايد به من روى آوريد . )
اى مردم اين مطلب را از رسول خدا خاتم النّبيّين اخذ كنيد و از او بشنويد كه مىفرمايد : « مى ميرد كسى كه از ما مرده است ولى مرده نيست ، و كهنه و خراب مىشود كسى كه از ما خراب و كهنه شده است ولى كهنه و خراب نيست . »
در معناى اين دو فقرهء اخير ابن أبى الحديد دچار اضطراب شده و اين دو جملهء عالى را به كلّى از معنى و حقيقتش ساقط نموده است . مىگويد ممكن است اين كلام رسول خدا را بر يكى از دو معنى حمل كرد : اوّل - آنكه مردگان ما نمىميرند بلكه خداوند تعالى آنها را به ملكوت آسمان بالا مىبرد و بنابراين اگر كسى قبور آنها را حفر كند در آنجا جَسدى نخواهد ديد ، ولى اين احتمال با فقرهء دوّم از كلام رسول خدا كه تصريح مىكند مَن بَلِىَ مِنّا افرادى كه از ما كهنه و خراب مىشوند سازگار نيست و بنابراين در اين جمله بايد تقدير گرفت و گفت : وَ يَبْلَى كَفَنُ مَنْ بَلِىَ مِنّا « و كهنه و خراب مىشود كفن كسى كه از ما كهنه شده است . »
دوّم آنكه در هر انسانى ذرّاتى به عنوان اصل و حقيقت او موجود است ، در رسول خدا و أئمّه ، خداوند به جهت تكريم و تعظيم آنها آن ذرّات اصليّه را از قبر بالا مىبرد و در ملكوت به آنها اجزاء و ذرّاتى ديگر متّصل مىكند تا به صورت يك انسان كامل كه همان شخص مرده از خاندان رسالت است در آيد ، بنابراين آنها نمردهاند . « 1 »
ولى با مختصر توجّه معلوم مىشود كه در ادراك معناى اين جمله خيلى پرت شده است . حضرت أمير المؤمنين در ميان خطبهء خود نمىخواهند بيان روايتى از رسول اكرم كرده باشند بلكه چون اوّل بيان كردند كه به عترت و اهل بيت كه در اين زمان
هامش
( 1 ) . « شرح نهج البلاغه » ج 6 ، ص 377 و ص 378 . البته ما مطالب او را مختصراً نقل كرديم .