نيكوكاران نزديك است . و سپس رسول خدا علىّ بن أبىطالب را در بغل گرفته و در آغوش مهر خود كشيدند و وصيّت به اداى ديون خود نمودند و به برآوردن وعدههاى خود و برگرداندن امانتها به دست صاحبانش . سپس از مكّه خارج شدند . »
و از مجموع مطالب گفته شدهء ما سه قسمت تحليل و تجزيه شد : اوّل عظمت و سعه علم نفسانى رسول خدا به كتاب مجيد قرآن كريم . دوّم عظمت و سعهء روحى راجع به كتاب تكوين و بروز معجزات و تصرّف در امور و موادّ كاينات . و سوّم عظمت ابتلائات و امتحانات .
و معلوم شد كه رسول خدا در هر سه مرحله از تمام انبياء و مرسلين قوىتر و شديدتر و عظيمتر بودهاند ، و همين عظمت در سه مرحله به أميرالمؤمنين " عليه السّلام " ارث رسيده است ، و لذا آن حضرت از همهء پيغمبران و اوصياى آنها علامتر به كتاب تشريع و كتاب تكوين ، و در ذات خدا قوىتر و رسيدهتر و فانىتر و به بقاء حقّ عظيمتر و وسيعتر بودهاند . اينجاست كه شارح معتزلى ابن ابى الحديد پرده برداشته و اعتراف به افضليّت آن حضرت از جميع ملائكهء مقرّبين و انبياء مرسلين مىكند :
قَدْ قُلْتُ لِلْبَرْقِ الَّذى شَقَّ الدُّجى * فَكَأنَّ زَنجِيّاً هُناكَ يُجْدَعُ « 1 »
يَا بَرقُ إن جِئتَ الغَرىَّ فَقُلْ لَهُ * ا تُراكَ تَعْلَمُ مَنْ بِأرضِكَ مُودَعُ
فِيكَ ابنُ عِمرانَ الْكَلِيمُ وَ بَعْدَهُ * عيسَى يُقَفِّيهِ وَ أحْمَدُ يَتْبَعُ
بَلْ فِيكَ جِبريلُ وَ ميكالُ * واسْرافيلُ وَ المَلُا المُقَدَّسُ أجْمَعُ
بَلْ فِيكَ نُورُ اللهِ جَلَّ جَلالُهُ * لِذَوِى الْبَصائِرِ يَسْتَشِفُّ وَ يَلْمَعُ
فِيكَ الإمامُ المُرْتَضَى فِيكَ الوَصِىُّ * المُجْتَبَى فِيكَ الْبَطْينُ الانزَعُ « 2 »
هامش
( 1 ) . در اينجا شب تاريك را به غلام زنگى تشبيه كرده است ؛ و برقى كه شب را مىشكافد گوئى بينى غلام زنگى بريده شده است .
( 2 ) . ضمن قصيدهء عينيّه از قصائد هفتگانهء ابن ابى الحديد كه به « علويّات سبع » معروف است و در ضمن « معلقات سبع » طبع شده است و كتاب صفحه ندارد ليكن تقريباً در اوّل ربع آخر كتاب است . و ملّاى رومى چه خوش سروده است :هم آدم و هم شيث و هم ايّوب و هم ادريس * هم يوسف و هم يونس و هم هود على بود
هم موسى و هم عيسى و هم خضر و هم الياس * هم صالح پيغمبر و داود على بود
آن كاشف قرآن كه خدا در همه قرآن * كردش صفت عصمت و بستود على بود