خود من هستم بايد رجوع كنيد ، به عنوان استشهاد ، كلام رسول خدا را شاهد و دليل آوردهاند كه اگر از من قبول نداريد كلام پيغمبر خود را بشنويد كه مىفرمايد : ما نمىميريم و هميشه زنده هستيم ، يعنى من كأنّه وجود پيغمبرم و ادامهء حيات پيغمبرم ، اى مردم پيغمبر نمرده است با آنكه مرده است چون من زنده هستم و زندگى من حيات پيغمبر است ، يعنى اى مردم من در تمام جهات آئينهء تمام نماى آن حقيقتى هستم كه پيغمبر آئينهء تمام نماى آن حقيقت بوده است ، آن حقيقت مقام ولايت مطلقه و كبراى الهيّه است كه در زمان پيغمبر در آن حضرت ظهور نمود و آن وجود مبارك مظهر تامّ اسماء الهيّه بوده و امروز آن ولايت در من ظاهر شده است . پس معنى كلام رسول خدا اين است كه با مرگ و كهنگى ابدان ما در زير قبور آن معارف الهيّه و آن علوم ربّانيّه و آن تصرّف در عالم كون و بالأخره ولايت نمىميرد و كهنه نمىگردد ، او هميشه زنده و جاويدان است چون روح ما زنده است و آن زندگى و حيات همان روح ماست كه در وصىّ ما متجلّى شده است ، و اين در حقيقت همان معناى ميراث است كه از رسول خدا به أميرالمؤمنين " عليه السّلام " ارث رسيده است .
ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا .
شاهد بر اين مدّعى آنكه خود حضرت بعد از بيان اين دو جمله از خاتم المرسلين مىفرمايد : فَلَا تَقُولُوا بِمَا لَا تَعْرِفُونَ فَإنَّ أَكْثَرَ الحَقِّ فِيما تُنْكِرُونَ ، وَ اعْذِرُوا مَنْ لَا حُجَّة لَكُمْ عَلَيْهِ وَ أَنَا هُوَ « اى مردم بنابراين به مطلبى كه پى نبردهايد و حقيقت آن را ادراك نكردهايد بى خود سخن بى جا نگوئيد چون اكثر مردم حقائق و دقائق را انكار مىكنند و چشم خود را بسته و روى حقيقت را مىپوشند ، و عذر كسى را كه شما بر او حجّتى نمىتوانيد اقامه كنيد بپذيريد و او من هستم . »
و ديگر آنكه خود حضرت در وصيّت خود بعد از ضربت خوردن تصريح مىكند كه بدن من با شما بوده نه روح من ، و آن بدن را فردا بدون روح ، ساكن و آرام خواهيد يافت و تمام اين قدرتها و عظمتها كه در من طلوع نموده بود اختصاص به ذات مقدّس پروردگار دارد ، اين همه علوم ، اين همه معجزات ، اين همه كمالات ، همه به مرجع كمال بازگشت خواهد نمود ، و اين بهترين واعظ و اندرز دهنده است . وَ إنَّمَا كُنتُ جَاراً جَاوَرَكُمْ بَدَنِى ايّاماً ، وَ سَتُعْقَبُونَ مِنِّى جُثَّة خَلاءً ، سَاكِنَة بَعْدَ حَراكٍ ، وَ صَامِتَة بَعْدَ نُطْقٍ ، لِيَعْظكُمْ هُدُوِّى وَ خُفُوتُ إطراقِى ، وَ سُكُونُ اطرافى ، فَإنَّهُ أوْعَظُ