تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 63

مساهمون:

ص٦٣
ربّانى ، مجّانى به آن حضرت داده نشده است بلكه به مجازات ابتلائات و امتحانات عجيب بوده است كه هيچ يك از پيغمبران به اين حدّ اذيّت و آزار نشدند . يكايك از ابتلائات پيغمبران از زحمت امّت و شماتت و استهزاء و بيرون كردن از شهر و كشتن و فرار كردن و ارتداد از آئين و حبس و زجر و ابتلاى با جاهلان امّت و ووو . . . همه و همه در وجود مقدّس رسول خدا " صلّى الله عليه و آله و سلّم " جمع بود لذا فرمود : مَا اوذِىَ نَبِىُّ مِثْلَ ما اوذيتُ « هيچ پيامبرى بمانند من اذيّت نشده . » و همه به مولاى متقيّان " عليه السّلام " ارث رسيد و از طفوليّت تا وقتى كه در محراب عبادت فرق مباركش شكافت آنى از رنج و الم فارغ نبود ، چه در مكّهء مكرّمه در دوران بعثت رنج‌هاى غير قابل تحمّل را متحمّل شد و چه بعد از هجرت به مدينه و چه بعد از رحلت رسول خدا و دوران سياه و تاريك بيست و پنج ساله و چه در دوران حكومت ظاهرى خود ساعتى فارغ نبود . اگر بر اسماعيل ذبيح امتحان قتل پيش آمد و بالأخره هم عملى نشد آن حضرت خود را در فراش رسول خدا در شب هجرت حاضر براى آماج شمشيرهاى برّان سران طوايف عرب نموده و هر لحظهء آن قتلى بود و شهادتى . اگر ابراهيم خليل به بيست و چهار امتحان آزمايش شد كه از همه مهمّتر داستان كشتن فرزند دلبندش اسماعيل است آن حضرت با علم اليقين از وقعهء اولاد فاطمه و كشته شدن حضرت امام حسن و حضرت امام حسين و وقعهء كربلا مطّلع بود و كراراً از اين قضاياى دلخراش خبر مىداد و گريه مىكرد ولى عهدى است كه خدا و رسول خدا با او نموده‌اند و او قبول نموده و براى احياء دين خدا امضاء كرده است ، و همچنين راجع به ساير ابتلائات ، و بر پايه و اساس البَلاءُ بِقَدْرِ الوِلاء آن حضرت از همهء پيغمبران مصيبتش در دنيا عظيم‌تر و صبرش بيشتر و جهادش بزرگ‌تر بود . صَلَّى الله عَلَيْكَ يا أَبا الحَسن . أبو نعيم اصفهانى در « حلية الاولياء » ج 1 ، ص 66 و ص 67 با اسناد خود از أبو بُرزه روايت كرده است : كه قال : قَالَ رَسُولُ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ : إنَّ اللهَ عَهِدَ إلَىَّ عَهْداً فى عَلِىٍّ ، فَقُلْتُ : يَا رَبِّ بَيْنَهُ لِى ، فَقَالَ : اسْمَع ، فَقُلْتُ : سَمِعْتُ : فَقَالَ : إنَّ عَلِيًّا رَايَة الهُدى وَ امامُ اولِيائِى وَ نُورُ مَن اطاعَنى وَ هُوَ الكَلِمَة الَّتى الزَمْنُها المُتَّقِينَ ؛ مَن أحَبَّهُ أحَبَّنى وَ مَنْ أبْغَضَهُ أبْغَضَنى ، فَبَّشَّرْهُ بِذَلِكَ فَجاءَ عَلِىُّ فَبَشَّرْتُهُ فَقَالَ : يَا رَسُولُ اللهِ انَا عَبْدُ اللهِ وَ فِى قَبْضَتِهِ فَإن يُعَذِّبْنى وَ إن يُتِمَّ لِى الَّذى بَشَّرْتَنى بِهِ فَاللهُ أولَى بِى . قالَ : قُلْتُ : اللهُمَّ