از بنى هاشم » .
و نيز حافظ ابو نعيم اصفهانى به همين اسناد از عبد خير از سعيد بن جبير از ابن عبّاس روايت كرده است كه قال : قال رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم : انا المنذر و الهادى رجل من بنى هاشم « 1 » و حاكم حسكانى از ابو الحسن النجار الطيرانى با سلسله سند خود از عبد خير از اميرالمؤمنين عليه السّلام عين اين حديث را روايت كرده « 2 » و به سند ديگر از ابو عبد الله از عثمان بن ابى شيبة « 3 » و به سند ديگر از عبد الله ثقفى از عبد خير از امير المؤمنين عليه السّلام آورده است « 4 » و در تعليقه از « شواهد التنزيل » ج 1 ص 299 گويد : اين روايت را با اين سند از امير المؤمنين عليه السّلام ابن عساكر در تحت 912 از ترجمه امير المؤمنين در « تاريخ دمشق » آورده است . و نيز در « مجمع الزوائد » ج 7 ص 41 آورده و گفته است كه : عبد الله بن احمد حنبل و طبرانى در « صغير » و « اوسط » با تصريح به ثقه بودن رجال سند حديث آوردهاند . و در « الدّر المّنثور » . و سيوطى با تخريج ابن مردويه و ابن عساكر ذكر كرده است .
طبقه ششم - روايات بسيارى است از رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه آن حضرت براى وضوى خود آب طلبيدند و بعد از وضو گرفتن دست امير المؤمنين « عليه السّلام » را گرفته و به سينه خودشان گذاردند و گفتند : انتَ المُنذِرُ و بعد از آن دست را به سينه اميرالمؤمنين گذارده و گفتند : وَلِكُلّ قَومٍ هادٍ . اين روايات با مضامين مختلفه اين قضيّه را از رسول خدا نقل مىكند . محمدّ بن حسن صفّار در « بصائر الدرجات » با اسناد خود از ابوحمزهء ثمالى روايت كرده است كه گفت :
سمعت ابا جعفر عليه السّلام يقول : دعا رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم بوضوء طهر فلما فرغ اخذ بيد على صلى الله عليهما فالزمها يده ثم قال : «
إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ *
» ثم ضم يده الى صدره و قال : « و لكل قوم هاد » . ثم قال : يا على ! انت اصل الدين و منار الايمان و غاية الهدى و قائد الغر المحجلين اشهد لك بذلك « 5 »
« حضرت امام محمّد باقر « عليه السّلام » روايت كردهاند كه : روزى
هامش
( 1 ) . مناقب ج 1 ص 299 .
( 2 ) . شواهد التنزيل ج 1 ص 299 .
( 3 ) . همان مصدر .
( 4 ) . همان كتاب ص 300 .
( 5 ) . غاية المرام ص 236 حديث نهم ، و تفسير برهان ج 1 ص 518 .