گفت : از تفسير اين آيه از رسول خدا سؤال كردم ، فرمود به من : رهبر و هادى اين امّت على بن أبى طالب است . »
ابن شهرآشوب از ابن عبّاس و ضحّاك و زجاج روايت كرده است كه : «
إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ *
» رسول الله و «
لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ
» على اميرالمؤمنين « 1 »
و نيز از سعيد بن جبير از ابن عبّاس به سند ديگر « 2 » و از عبد الله بن عطاء از حضرت امام محمّد باقر « عليه السّلام » « 3 » و از ابو هريره « 4 » ، و از سعيد بن مسيّب از ابى هريره به سند ديگر از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم روايت كرده است « 5 » و نيز شيخ طبرسى همين مضمون را از ابن عبّاس از رسول خدا روايت كرده است « 6 » و نيز فيض كاشانى از « مجمع البيان » « 7 » از رسول خدا ، و از « كافى » كلينى از حضرت باقر « عليه السّلام » از رسول خدا « 8 » و از « اكمال الدين » و « تفسير علّى بن ابراهيم » و « تفسير عيّاشى » « 9 » و نيز گويد : آنرا بسيارى از روات خاصّه و عامّه با اسانيد مختلفه آوردهاند « 10 » و از قمى نقل كرده است كه او گفته است : اين تفسير آيه رّد بر كسى است كه انكار امام و حجّت خدا را در هر عصر و زمان مىكند . « 11 »
و سيّد هاشم بحرانى در « تفسير برهان » از عبد الله بن عطا از حضرت باقر « 12 » « عليه السّلام » ، و از جابر بن عبد الله انصارى از حضرت باقر « 13 » ، و از سعيد بن مسيّب از ابو هريره از رسول خدا « صلّى اللّه عليه و آله و سلّم » ، « 14 » و از ابن عبّاس و ضحّاك و زجاج « 15 » همين مضمون از روايت را آورده است ، و سپس گويد : مضمون اين روايت از ابن عبّاس به طور مستفيض نقل شده است از طرق خاصّه و عامّه كه ذكر همهء آنها در كتاب موجب تطويل خواهد شد ، و گويد ابن شهرآشوب گويد : احمد بن محّمد بن سعيد در شأن نزول عنوان هادى در اين آيه شريفه دربارهء اميرالمؤمنين « عليه السّلام » كتاب مستقلى تصنيف كرده است . « 16 »
و سيوطى گويد : ابن مردويه و ضياء در « مختارة » از ابن عبّاس از رسول خدا همين مضمون را حديث كردهاند « 17 » و نيز حاكم حسكانى از ابن عبّاس از
هامش
( 1 ) . مناقب ابن شهرآشوب ج 1 ص 567 .
( 2 ) . مناقب ابن شهرآشوب ج 1 ص 567 .
( 3 ) . همان مصدر .
( 4 ) . همان مصدر .
( 5 ) . همان مصدر .
( 6 ) . مجمع البيان ج 3 ص 278 .
( 7 ) . تفسير صافى ج 1 ص 865 .
( 8 ) . همان مصدر .
( 9 ) . همان مصدر .
( 10 ) . همان مصدر .
( 11 ) . همان مصدر .
( 12 ) . تفسير برهان ج 1 ص 519 .
( 13 ) . همان مصدر .
( 14 ) . همان مصدر .
( 15 ) . همان مصدر .
( 16 ) . همان مصدر .
( 17 ) . تفسير الدر المنثور ج 4 ص 45 .