معناى كتاب در آيه
گرچه بعضى از مفسّرين در معنى كتاب ترديد نموده و گفتهاند : شايد جنس كتابهاى آسمانى باشد يا خصوص تورات و انجيل باشد ، ليكن اين ترديد به كلّى از درجه واقع بينى ساقط است ، چون الف و لام كتاب در اين آيه براى جنس نيست ، و لفظ تورات و انجيلى سابقا در آيات ، نگذشته تا بهعنوان الف و لام عهد ، بر آنها دلالت كند بلكه چون در آيه قبل مراد از كتاب مسلّماً قرآن كريم است كه بر پيغمبر وحى شده است و بلافاصله بعد از آن در اين آيه ارث كتاب را براى برگزيدگان از بندگان خود قرار داده است يقيناً الف و لام اين كتاب براى عهد بوده و دلالت بر همان قرآن مجيد دارد ، و مفاد و مفهومش اين خواهد بود كه همين قرآن را ما به ارث به برگزيدگان از بندگان خود خواهيم داد .
و علّت آنكه به صيغة ماضى بيان مىكند و مىگويد : ارث داديم ، براى آن است كه در حكم و قضاء الهى اين ارث واقع شده و تسجيل و تثبيت گرديده ، مثل آنكه اگر كسى براى فرزند خود وصيّت كند كه مثلا فلان مال را يا فلان كتاب را به او بدهند بعد از تثبيت وصيّت و امضاى آن مىگويد : اى فرزند من وصيت خود را كردم و براى تو فلان مال يا فلان كتاب را دادم . و اهل ادب گويند كه كارهائى كه بعدا به طور حتم و يقين واقع خواهد شد در تعبير كلام بهء منزلهء كارهاى واقع شده است . و مراد از ارث قرآن ، انتقال قرآن است به وارث از هر جهت ، چون حقيقت معناى ارث در هر چيز انتقال آن چيز است به ديگرى به طورى كه در همان جهات ، آن وارث ، قيام به مصالح آن چيز كند و متكّفل امور آن گردد . مثلّا مالى كه از كسى بعد از فوت به ديگرى ارث مىرسد معنيش اين است كه آن وارث در حكم آن ارث گذارنده در تمام جهات قرار مىگيرد و بايد به مصالح آن مال از حفظ و رسيدگى و صرف در موارد صحيحه قيام و اقدام كند ، و نيز تعلّق ملكيّت آن مال به همان نحو كه بر او بود بر اين نيز خواهد شد .
ارث در سلطنت و حكومت همين معنى را دارد ، مىگويند : فلانى وارث سلطنت پدر شد ، يا زيد حكومت خود را به فرزندش به ارث سپرد ، يا فلانى وارث علم پدر شد ، يا فلانى از ميان اين همه فرزندان پدرش تنها وارث علوم و فنون او شد ، يعنى آن علوم و فنون را اين فرزند گرفت و از عهدهء آن برآمد .