تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
است ، حال با آنكه چون خودش را عالم به تورات مىدانسته و لفظ
وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ
را كه ديده اشتباهاً از كتاب معنى تورات را كرده و طبعاً خودش را مصداق و خداى ناكرده شأن نزول آن دانسته است ، يا آنكه عياذاً بالله عمداً با آنكه مىدانسته مراد از كتاب در اين آيه قرآن مجيد و مراد از عالم به او علىّ بن أبىطالب است در عين حال خودش مدّعى اين مقام شده است ، و العلم عند الله ، ليكن بهر نحوى كه باشد اين ادّعا غلط محض است چنان كه از مجموع مطالب ما در اين بحث واضح و آشكار گرديد . يا آنكه اين چند روايت ، مجعول و ساخت و پرداخت دست بنى اميّه و دشمنان أمير المؤمنين " عليه السّلام " بوده همچنان‌كه از بحث معاويه با قيس بن سعد بن عباده معلوم شد ، چون معاويه اهتمام عجيبى داشت بر آنكه آيات و رواياتى كه دربارهء أميرالمؤمنين " عليه السّلام " رسيده تحريف كند و فضائل و مناقب او را از او برگردانده و به ديگرى نسبت دهد ، و در اين صورت براى پيدا كردن شأن نزول آيه مورد بحث از عبد الله بن سلام شخص مناسب ديگرى نبود چون طبعاً نمىتوانست اين فضيلت را به أبوسفيان يا خودش كه تا فتح مكّه به روى مسلمانان شمشير زده‌اند نسبت دهد ، و عمر و أبوبكر هم كه عالم به كتاب نبوده‌اند ، بنابراين تحريف معناى كتاب ، از قرآن به تورات ، و عالم به كتاب از أمير المؤمنين به عبد الله بن سلام راه نزديك‌تر و آسانترى بود . گرچه اين تحريف بر محقّقين پوشيده نيست و شَعبى و حسن بصرى و سعيد بن جبير حتّى عِكرَمَه كه دشمن أميرالمؤمنين است مىدانسته‌اند كه اين نسبت به عبد الله بن سلام بى مورد و غلط است ، ليكن براى تودهء مردم و عوام كه از خصوصيّات مكّى بودن سورهء رعد و اسلام عبد الله در مدينه خبر ندارند و قوّهء ادراك تميز قرآن را در اين آيه از تورات ندارند و براى گرم كردن بازار عناد و دشمنى با اهل بيت راهى از اين نزديك‌تر به نظر نمىرسيد و لذا مىبينيم دشمنان اهل بيت و نواصب مانند ابن تيميّه و نظائرش در نسبت اين آيه به عبد الله بن سلام تا سرحدّ امكان پافشارى مىكنند و در مقابل اين روايات كثيرهء مخالف و اين قرائن بسيار باز هم نمىخواهند از كلام خود دست بردارند . اينجا حقيقتاً صدق اين آيه مباركه در سورهء رعد روشن مىشود :
أَ فَمَنْ يَعْلَمُ أَنَّما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ الْحَقُّ كَمَنْ هُوَ أَعْمى إِنَّما يَتَذَكَّرُ
امام شناسى (فارسى) — صفحة 116 | السيد محمد حسين الطهراني