تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 39

مساهمون:

ص٣٩
معاد مشغول شده‌اند غلبه دارد همانا رقّت قلب و نرمى و نازكى خاطر و لطافت دل و فتور و ضعف طبع حيوانى است و اين دو صفت از حالات متضادّى هستند كه در اميرالمؤمنين عليه السّلام مجتمع بوده است . ديگر آنكه : آنچه بر افراد شجاع و خون ريز غلبه دارد همانا اخلاق سبعيّت و طبع‌هاى سركش و غرائز و صفات وحشى است ، و نيز آنچه بر اهل زُهد و صاحبان نصيحت و پند و اندرز به ترك دنيا و شهوات آن غلبه دارد همانا انقباض در اخلاق و گرفتگى چهره و رميدن از مردم و استيحاش از آنان است و اميرالمؤمنين عليه السّلام از همهء مردم شجاع‌تر و در راه خدا خون ريزتر و از همه زاهدتر و از لذّات دنيا كنارتر و از همه پند و موعظه‌اش به مرگ و فناى دنيا و عبرت از گذشتگان و احوال آنها بيشتر بود و سعى و اجتهادش در عبادت از همه فزون‌تر و كوشش او در ملاحظه آداب نفس بيشتر بود و با اين حال اخلاقش از تمام اهل عالم لطيف‌تر و چهره‌اش بشّاش‌تر و صورتش نورانىتر و تبسّم و لبخندش بيشتر بود ، ابداً در آن حضرت انقباض چهرهء موحش يا خلق زننده يا گرفتگى و عبوست صورت يا غلظت و تندخوئى كه نفس از آن متنفّر گردد و دل از آن مكدّر شود ديده نشد ، تا به جائى كه بر آن حضرت به « دعابة » ( كثرت مزاح و شوخى ) خورده گرفتند و چون دستاويزى براى آنان پيدا نشد كه بدان ، آن حضرت را طعن كنند و به عيب نسبت دهند براى دور نمودن مردم از آن حضرت به دُعابت و مزاح آن حضرت متوسّل شدند و گفتند : « چون على مزاح مىكند قابل خلافت نيست » و اين از عجائب و غرائب لطيف او است . و ديگر آن كه : آنچه بر مردمان شريف و كسانى كه از اهل بيت سيادت و رياست هستند غلبه دارد آن است كه داراى تكبّر و تبختر و بزرگ منشى و بلند پروازى هستند ، خصوصاً اگر به شرافت نسبى آنها شرفى ديگر از جهات عديده ضميمه شود ، و اميرالمؤمنين عليه السّلام منبع و سرچشمه و معدن شرف بود ، و در اين معنى دوست و دشمن شكّ ندارند كه بعد از رسول خدا ، ابن عمّش صلوات اللّه عليه اشرف خلق خدا بوده و براى آن حضرت غير از شرافت نسبى شرافت‌هاى ديگرى از جهات عديده حاصل بود و در عين حال از تمام مردم فروتنى و تواضعش نسبت به صغير و كبير بيشتر بود و نرم‌تر و ملايم‌تر بود و اخلاقش خوش‌تر و لطيف‌تر و به حقّ داناتر و از كبر و خودپسندى دور تر بود . و اين حال آن حضرت بود در دو زمان ، زمان خلافت و زمان