تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 42

مساهمون:

ص٤٢
خُلُقٌ يُخْجِلُ النَّسيمَ مِنَ اللُّطفِ * وَ بَأْسٌ يَذُوبُ مِنْهُ الْجَمادُ ظَهَرَتْ مِنْكَ فِى الْوَرى مَكْرُماتٌ * فَاقَرَتْ بِفَضْلِكَ الْحُسّادُ انْ يُكَذِّبْ بِها عَداكَ فَقَدْ * كَذَّبَ مِنْ قَبْلُ قَوْمُ لُوطٍ وَ عادُ جَلَّ مَعْناكَ انْ يُحيِطَ بِهِ * الشِّعْرُ وَ يُحْصى صِفاتِهِ « 1 » النُّقّاد « 2 »
« اى على ، در تو صفات متضاد و مغاير جمع شده ، از اين رو تو را نظير و مانند نيست . در تو جمع گشته : زهد ، حكومت ، حلم ، شجاعت ، قدرت ، عبادت ، فقر ، سخاوت ، صفاتى كه غير از تو در هيچ بشرى ديده نشده ، و هيچ بنده‌اى واجد آنها نخواهد بود . حُسْن خُلقى كه نسيم از لطف او به شرمسارى افتد ، و هيبتى كه سنگ از سَطْوَتش آب گردد . يا على از تو آن قدر بزرگوارىها سر زده كه حسودان بر كرامتت اعتراف دارند . اگر دشمن تو را تكذيب نموده بىسابقه نيست ، كه قوم لوط و عاد اين پيامبران را تكذيب نمودند . اى على بزرگ است منزلت تو كه در شعر بگنجد ، يا كه نَقّادان و سخنوران صفات نيكويت را به شمار آورند . » قاضى نور اللّه پس از نقل اين اشعار مىگويد كه : استجماع اميرالمؤمنين عليه السّلام به صفات متضاده بر اساس تشبّه آن حضرت به جناب حقّ تعالى است در وسعت كمال و احاطه او كه منحصر به طرفى از اضداد و مقيّد به جانبى نيست بلكه مقتضى تعانق اطراف و جامعيّت اضداد است زيرا در نزد اهل تحقيق مقرر است كه كمال هر صفتى در آن است كه با ضد خود معانق و مشابك گردد چنان كه در عقد فرائد الاسماء الحسنى مشاهده مىرود وَ هُوَ الْاوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظّاهِرُ وَ الْباطِنُ پس به اعتبارات مختلفه وصف خداى متعال و متشبّهان او در صفات كمال
هامش
( 1 ) صفاتك ( ظ ) . ( 2 ) « مجالس المؤمنين » ص 493 و « سفينة البحار » ج 1 ص 437 . شيخ صفى الدين شاعر شاگرد محقق حلى بوده و شيخ مجد الدين فيروز آبادى شافعى كه از اكابر فن حديث و از متأخرين است به صحبت او رسيده است