تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 38

مساهمون:

ص٣٨

اجتماع صفات متضادّه در اميرالمؤمنين عليه السّلام

جامع « نهج البلاغه » مرحوم سيّد رضى در مقدّمه‌اى كه بر آن نوشته است گويد : از عجائب اميرالمؤمنين عليه السّلام آن عجايبى كه اختصاص به خود او داشته و هيچ كس نتوانسته است با او مشاركت كند آن است كه چون شخص متأمّل و متفكّر در كلمات آن حضرت راجع به زهد و موعظه و ياد آورى خدا و منع از توجّه به دنيا و غير خدا به دقّت بنگرد و تأمّل كند و از موقعيت آن حضرت با آن جلالت قدر و نفوذ قدرت و سيطرهء كليّه بر امّت صرف نظر كند و به كلّىّ شئون اجتماعى آن حضرت را از دل خارج كند هيچ گونه شكّ و ترديدى براى او پيدا نمىشود كه اين مواعظ ، كلام يك زاهد است كه غير از زهد بهره‌اى نداشته و به غير از عبادت شغلى نداشته ، هميشه سر خود را در خانهء شكسته و بيغوله‌اى فرو برده يا در دامنهء كوهى سكنى گزيده و با احدى رفت و آمد نداشته و غير از حسّ خود و نفس خود چيزى را نديده و برخورد نكرده است . و هيچ گاه نمىتواند باور كند كه اين مواعظ و زواجر ، كلام كسى است كه در درياى جنگ فرو مىرفته است و پيوسته با شمشير برّان گردن‌هاى رجال روزگار و گردن كشان را مىزده ، شجاعان عالم را به خاك و خون مىكشيده و از دم شمشيرش خون مىچكيده است و در عين حال از تمام زهّاد روزگار زاهدتر و از ابداًل اين عالم بوده است . و اين حقيقت از فضائل عجيب و اختصاصات لطيف آن حضرت است كه بين اضداد جمع نموده و مشتّتات صفات و اخلاق را در نفس نفيس خود تأليف و آشتى داده است . و من در بسيارى از اوقات با برادران دينى خود اين قضيّه را گفته‌ام و آنها نيز در عجب فرو رفته‌اند ، و واقعاً موضع عبرت و تفكّر است « 1 » . ابن‌ابىالحديد شافعى شارح معتزلى در ذيل كلام سيّد رضى گويد : اميرالمؤمنين عليه السّلام داراى اخلاق متضادّ بوده‌اند . يكى همان كه سيّد رضى ذكر كرد و واقعاً جاى شگفت است . زيرا آنچه بر مردان شجاع روزگار و اهل جرأت و اقدام در معارك و مغامِر غلبه دارد همانا قلب‌هاى قسىّ و بىباكى و جبروتيّت و سركشى است ، و آنچه بر مردان زاهد و تارك دنيا كه دست از لذّات كشيده و به موعظه مردم و ياد آورى آنان از مرگ و ترسانيدن آنها از
هامش
( 1 ) « شرح نهج البلاغه ابن‌ابىالحديد » ج 1 ص 16 .