اميرالمؤمنين عليه السّلام بيان فرموده است و آن حضرت را قرين و معادل خود از جميع جهات شمرده است به طوريكه مخالفت و متابعت و امر و نهى او را عين مخالفت و متابعت و امر و نهى خود شمرده و او را مانند خود حجّت روى زمين معرّفى نموده است و سعادت و شقاوت را دائر مدار تولّى و تبرّى از آن حضرت قرار داده است ، و به طور كلّى حضرت اميرالمؤمنين را يگانه شاخص و نمونه فردى براى تَأَسّى و پيروى شمرده و اعراض از او را عين تيره بختى و هلاكت قرار داده است
اشعار سيّد حميرى در وصايت اميرالمؤمنين عليه السّلام
مرحوم سيّد اسماعيل حِميَرى گويد :
مَنْ ذَا الَّذى اوْصى الَيْهِ مُحَمَّدٌ يَقْضِى * الْعِداتِ فَانْفَذَ الايصاءا
« 1 »
و نيز گويد :
وَصِىُّ مُحَمَّدٍ وَ ابُو بَنيهِ * وَ اوَّلُ ساجِدٍ لِلّهِ صَلّى
« 2 »
« چه كسى را پيامبر وصىّ خود قرار داد ، و هم او بود كه توانست به سفارشاتش جامهء عمل بپوشاند . او وصىّ پيغمبر و پدر فرزندانش بود ، و اوّلين سجده كنندهاى بود كه براى خدا نماز بجاى آورد . »
وَ كَانَ قَلْبى حينَ يَذْكُرُ احْمَدا * وَ وَصِىَّ احْمَدَ نيطَ مِنْ ذى مِخْلَبِ
بِذُرَى الْقَوادِمِ مِنْ جَناحِ مُصَعَّدٍ * فِى الْجَوِّ اوْ بِذُرى جَناحِ مُصَوّبِ
حَتّى يَكادَ مِنَ النِّزاعِ الَيْهِما * يُفَرِى الِحجابَ عَنِ الضَّلُوعِ الصُّلَّبِ
« 3 » « و هنگامى كه ياد پيغمبر اكرم و وصىّ او اميرالمؤمنين مىكنم در قلبم چنان حالت سرور و التهابى پديد مىآيد مانند اينكه به بالهاى پرندهاى آويخته شده و بر فراز آسمان به اين طرف و آن طرف متمايل مىشود . تا جائى كه بر اين فراز و نشيب
هامش
( 1 ) « ديوان حميرى » ص 59 از « اعيان الشيعة » 212 : 12 ، و هفت مورد از كتاب « مناقب » تخريج شده است .
( 2 ) « ديوان حميرى » ص 63 از « اعيان الشيعة » 214 : 12 ، و از « مناقب » 13 : 2 و 58 : 3 تخريج شده است .
( 3 ) « ديوان حميرى » ص 114 در ضمن قصيده معروفه به مذهبه از « اعيان الشيعة » و « الكنى و الالقاب » و « طبقات الشعراء » و « مناقب » و « الحيوان » للجاحظ و « كشف الغمة » و بسيارى از مصادر ديگر تخريج شده است . ذرى جمع ذروة است و بالاى هر چيز را گويند ، و قوادم جمع قادمة است و آن عبارت است از چهار عدد پر در جلوى بال پرنده و در پشت آنها مناكب است و سپس اباهر و پس از آن خوافى و پس از آن ذنابى چهار تا و مجموعا بيست و چهار پر است .