تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
ذكر نموده است ، و در « مناقب » ابن شهرآشوب حديث مُناشده را تجزيه نموده و به مناسبت هر يك از ابواب و فصول يك جزء از آن را در آن باب ذكر كرده است ، در باب وصايت و ولايت آن حضرت در ج 1 ص 542 فقره راجع به وصايت را آورده و گويد : الطّبرىُّ بِاسنادِهِ عَنْ ابِى الطُّفَيْلِ انَّهُ عليه السّلام قالَ لِاصْحابِ الشُّورى : اناشِدُكُمُ اللّهَ هَلْ تَعْلَمُونَ انَّ لِرَسُولِ اللّهِ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم وَصِيّاً غَيْرى ؟ قالُوا : اللّهُمَّ لا . و امّا مناشده‌اى كه آن حضرت در مجلس شورا با اصحاب شورا پس از مرگ عمر نمود در كتاب « على و الوصية » از ص 126 الى ص 130 ذكر شده است . و ديگر سلسله احاديثى است كه رَسُول‌خدا مردم را امر به پيروى از اميرالمؤمنين عليه السّلام مىنمايد و او را به عنوان وصىّ لازم الاطاعة معرّفى مىفرمايد . اين دسته روايات نيز بسيار زياد است و ما براى نمونه چند روايت از آن را بيان مىكنيم : ابن عساكر در « تاريخ كبير دمشق » در جلد فضائل اميرالمؤمنين عليه السّلام كه از روى نسخه خطيّهء مكتبهء ظاهريّهء دمشق عكس بردارى شده و در مكتبة الامام اميرالمؤمنين العامة در نجف اشرف موجود است در ورقه 11 با اسناد خود از ابن عباس روايت كند كه او مىگفت : سَتَكُونُ فِتْنَةٌ فَانْ ادْرَكَها احَدٌ مِنْكُمْ فَعَلَيْهِ بِخَصْلَتَيْنِ كِتابِ اللّهِ وَ عَلىِّ بْنِ ابيطالِبٍ ، فَانِّى سَمِعْتُ رَسُولَ اللّهِ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم يَقوُلُ - وَ هُوَ آخِذٌ بِيَدِ عَلىٍّ - : هذا اوَّلُ مَنْ آمَنَ بى وَ اوَّلَ مَنْ يُصافِحُنى يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ هُوَ فارُوقُ هذِهِ الْامَّةِ يُفَرِّقُ بَيْنَ الْحَقِّ وَ الْباطِل ، وَ هُوَ يَعْسُوبُ الْمُؤْمِنينَ وَ الْمالُ يَعْسُوبُ الظّالِمينَ ، وَ هُوَ الصِّدّيقُ الْاكْبَرُ ، وَ هُوَ بابِىَ الَّذى اوتى مِنْهُ ، وَ هُوَ خَليفَتى مِنْ بَعْدى . « ابن عبّاس مىگويد : به زودى فتنه‌اى پديدار شود هر كدام از شما كه مواجه با آن فتنه شد و آن زمان را درك كرد ، بايد به دو چيز تمسّك جويد : كتاب خدا و على بن أبىطالب ، چون من از رَسُول‌خدا در حالى كه دست على را گرفته بود شنيدم كه مىفرمود : اين است اولين كسى كه به من ايمان آورده است و اولين كسى است كه در روز قيامت با من مصافحه كند ، و او فاروق اين امّت است كه بين حقّ و باطل جدائى اندازد ، و او رئيس و سالار مؤمنان است و مال رئيس و سالار ستمگران ، و اوست صديق اكبر ، و اوست راه وصول به من ، و در ورود به معارف من ، و اوست جانشين من بعد از من . »