. 3 : 85
نشناسند مرا نشناختهاند ، كسانى كه تو را مبغوض دارند مرا مبغوض داشتهاند ، كسانى كه تو را ردّ كنند و منكر شوند ، مرا ردّ كرده و منكر شدهاند .
و دنبال اين حقيقت اخوّت ، حضرت رسُول اللّه معنى وزارت را ذكر فرموده است و به داستان اخوّت و وزارت هارون برادر موسى تشبيه فرموده و غير از منصب نبوّت كه بعد از آن حضرت نخواهد بود در تمام جهات بدون استثناء اميرالمؤمنين را مانند هارون به موسى در جهات معنوى و ظاهرى از خلافت و وصايت و وزارت و اخوت و معانى راقيهء عاليه و درك اسرار و ضمائر نسبت به خود هم منزله و مقام شمرده است ، و به دنبال اخوت فرمود : تو صدّيق اكبرى ، و جدا كنندهء بين حقّ و باطل ، تو هستى كه دَيْن مرا از نقطه نظر رسالت ادا مىكنى و مرا از عهده ابلاغ بيرون مىآورى ، و وعدههاى مرا انجام مىدهى ، تو مانند من هستى ، كارى كه از دست من ساخته است از دست تو ساخته است .
و شاهد ديگر آن كه فرمود : اين بزرگترين فخر تو است . اگر كسى خواست بعد از من به تو تفاخر كند يا متعرض تو گردد بگو : من بندهء خدا هستم و برادر رسُول خدا ، و هيچ كس را غير از تو قدرت چنين ادعائى نيست جز افراد دروغگو .
بارى اين بحثى كه نموديم . از نقطه نظر فقه الحديث بود تا معنى اخوت حضرت خوب شناخته شود . جملاتى را كه حضرت رسُول در دنبال انْتَ اخى فرمودهاند مانند : و وصيّى ، و وزيرى ، يا فى الدُّنيا و الآخرة ، يا وَ انْتَ الصِّدّيقُ الْاكْبَرُ ، يا وَ انْتَ تَقْضى دَيْنى وَ تُنْجِز عِداتى ، و غير اينها كه ذكر شد تمام به منزله جملات تفسيريه براى معنى اخوّت است .
لذا به يقين مىتوان گفت كه : منصب اخوت از تمام مناصب اميرالمؤمنين بالاتر است . چون خلافت ، و وزارت ، و ولايت ، و امارت ، و وراثت ، و غير ذلك ، همه از اصل يگانگى و اخوّت آن حضرت سرچشمه گرفته است و بعد از مقام عبوديّت خدا هيچ مقامى را رفيعتر از آن نمىتوان يافت فلذا رسُول خدا فرمود : به متعرّضين خود بعد از من بگو : انَا عَبْدُ اللّهِ وَ اخُو رَسُولِهِ « من بنده خدا هستم و برادر رسُول خدا . »
انكار عمر اخوت اميرالمؤمنين را با رسُول اللّه
آرى اين اخبار حضرت رسُول اللّه يك اخبار از غيب و كشف حقيقتى بوده است چون هيچ كس انكار اخوّت حضرت را با رسُول خدا ننمود ، جز عُمَر ، هنگامى كه آن حضرت را براى بيعت ، با آن وضع فجيع و آن حال فظيع به مسجد آوردند ، عمر