العُقبى » و جمال الدين محمّد بن يوسف زرندى حنفى در « نظم دُرَر السّمطين » و غير آنها نيز نقل كردهاند .
رواياتى كه درباره اخوّت نقل شد تماماً از مصادر عامّه و كتب سنّى هاست و امّا آنچه خاصّه در اين موضوع روايت كردهاند و در كتب خود مسطور داشتهاند نيز بسيار است و چون بناى ما در اين كتاب غالباً به نقل از عامّه است بر اساس « وَ الْفَضْلُ ما شَهِدَتْ بِهِ الْاعْداءُ » لذا بر نقل آنها اكتفا شد . « 1 » سيّد اسماعيل حِمْيَرى گويد :
فَتًى اخَوَاهُ الْمُصْطَفى خَيْرُ مُرْسَلٍ * وَ خَيْرُ شَهيدٍ ذُو الْجَناحَيْنِ جَعْفَرُ « 2 »
« علىّ بن أبىطالب جوانمردى است كه دو برادر او يكى مصطفى بهترين پيغمبران و ديگرى بهترين شهيدان ذو الجناحين جعفر طيار است . »
از ملاحظه كيفيت اخوّتى كه حضرت در بين اصحاب منعقد كردند مىتوان روحيّات آنها را سنجيد ، چون در اين عقد اخوّت كه به دست پيامبرى كه ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى صورت بسته است جهات روحى و توافق فكرى و حدود انس و رفاقت و درجات نفسى كاملا رعايت شده است . لذا آن حضرت بين ابوبكر و عمر ، و بين عثمان و عبدالرحمن بن عوف ، و بين طلحة بن عبيد اللّه و زبير بن العوّام ، و بين ابى ذرّ الغفارى و مقداد بن عمرو ، و بين معويه بن ابى سفيان و حُباب بن يزيد المجاشعى « 3 » عقد برادرى بستند . « 4 » و امّا در عقد اخوّت اميرالمؤمنين عليه السّلام با آن حضرت اسرارى است كه با تأمّل و دقّت در روايات وارده در اين باب و ساير ابوابى كه طرز سلوك و معامله آن حضرت را با اميرالمؤمنين روشن مىكند واضح مىگردد . مسلّم است كه اين اخوّت يك امر اعتبارى و تشريفاتى نبوده بلكه حاكى از يك نوع ارتباط و اتّصال واقعى است .
هامش
( 1 ) علامه امينى در « الغدير » ج 3 از ص 112 الى ص 124 پنجاه حديث راجع به اخوّت نقل مىكند .
( 2 ) « ديوان حميرى » ص 209 تخريج از « اعيان الشيعة » 248 : 12 و « مناقب » ابن شهرآشوب 189 : 2 .
( 3 ) در « نهايه » ابن اثير ج 1 ص 326 گويد : حُباب بالضمّ اسم شيطان است و به مار هم حباب گويند كما اينكه به مار شيطان هم گويند و از همين جهت اسم حباب تغيير داده شده كراهيةً للشيطان - انتهى . و امّا خبّاب از خبّ بمعنى خدّاع است و كسى كه بين مردم سعايت مىكند .
( 4 ) « مطالب السّؤول » ذيل ص 18 . در « شرح نهج البلاغه » ابنابىالحديد ج 18 ص 37 ( 20 جلدى ) از ابو عمرو صاحب « استيعاب » نقل مىكند كه رسُول خدا بين سلمان و ابو درداء عقد اخوّت بستند در وقتى كه عقد مؤاخات بين مسلّماًنان مىبستند .