تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
طعام براى آنها آماده نمود ، همه خوردند و سير شدند و يك قدح نوشيدنى آورد همه خوردند و سيراب شدند گويا آن طعام و آن قَدَح دست نخورده و كم نشده بود . سپس فرمود : اى بنى عبد المطلّب من از طرف خدا به رسالت مبعوث شدم به سوى شما خصوصاً و براى جميع مردم عموماً ، و اين آيه و نشانه و معجزه را نيز ديديد . كيست از شما كه با من بيعت كند در اين كه برادر من و مصاحب من باشد ؟ هيچ كس پاسخ نداد ، و در مرتبهء سوّم حضرت رسُول جواب مرا قبول نموده دست خود را براى اخذ بيعت به من داد . » ما داستان حديث عشيره را در درس‌هاى گذشته مفصلًا بيان كرديم « 1 » و معلوم شد كه در آن روز اميرالمؤمنين عليه السّلام به وزارت و اخوّت و خِلافت و ولايت منصوب شدند . بارى اين احاديثى كه راجع به اخوّت آن حضرت در اينجا ذكر كرديم مختصرى بود از احاديثى كه در اين باب روايت شده است . مرحوم سيّد هاشم بحرانى در « غاية المرام » راجع به مؤاخاة اميرالمؤمنين با حضرت رسُول از طريق عامّه بيست و يك حديث ( در ص 478 ) و از طريق خاصّه پنج حديث ( در ص 481 ) و راجع به آنكه آن حضرت برادر رسُول خدا بوده‌اند ، از طريق عامّه سى و هشت حديث ( در ص 482 ) و از طريق خاصّه سى و چهار حديث ( در ص 486 ) ذكر مىكند . و بسيارى از علماء عامّه مانند ترمذى در « صحيح » خود و بغوى در « مصابيح السُّنَّة » و ابن كثير در كتاب « البداية و النهاية » و ملّا على متّقّى حنفى در « كنز العمّال » از مؤلّفات عديده‌اى از علماء حنفى و شافعى ، و ابن اثير در « اسْد الغابة » و مّوفّق بن احمد حنفى خوارزمى در « مناقب » و احمد بن حنبل در « مسند » و ابراهيم بن‌حموينى شافعى در « فرائد السّمطين » به طرق عديده و مَناوى در « كنوز الحقايق » كه در حاشيه « جامع الصغير » سيوطى شافعى طبع شده است « 2 » و نيز محمّد ابن طلحه شافعى در « مطالب السُّؤول » و سبط ابن جوزى در « تذكره » و ابن صبّاغ مالكى در « فصول المهمة » و محبّ الدّين طبرى در « ذخائر -
هامش
( 1 ) « امام شناسى » جلد اول ، ص 84 - 100 . ( 2 ) « مقام الامام اميرالمؤمنين عند الخلفاء » ص 52 .