برادر رسُول خدا ، اين كلمه را كسى قبل از من نگفته است و بعد از من نيز نخواهد گفت مگر دروغگو ، من از پيامبر رحمت ارث بردهام و با سيّدة زنان اين امّت ازدواج كردهام و من خاتم الوصيّين هستم .
مردى كه از قبيلهء عَنْس بود گفت : كيست كه نتواند مانند اين كلام بگويد ؟ آن مرد چون به سوى اهل خود بازگشت ديوانه شده و مصروع مىشد . از اهل او پرسش كردند آيا اين حالت براى اين مرد قبل از امروز هم رخ مىداد ؟ گفتند : ما چنين عارضهاى تا به حال از او نديدهايم . »
و نظير اين روايت را با مختصر تفاوتى در لفظ ، شيخ الاسلام حموينى از زيد بن وهب روايت كرده است « 1 »
و نيز احمد بن حنبل در « مسند » خود از عمر بن عبداللّه از پدرش از جدّش روايت كرده است كه
انَّ النَّبِىَّ آخى بَيْنَ النّاسِ وَ تَرَكَ عَلِيّاً حَتّى آخِرهِمْ لا يَرى لَهُ اخاً . فَقالَ : يا رَسُولَ اللّهِ ! آخَيْتَ بَيْنَ النّاسِ وَ تَرَكْتَنى ؟ قالَ : وَ لمَنْ تَرانى تَرَكْتُكَ ؟ وَ انَّما تَرَكْتُكَ لِنَفْسى ، انْتَ اخى وَ انَا اخُوكَ ، فَانْ فاخَرَكَ احَدٌ فَقُلْ : انَا عَبْدُ اللّهِ و اخُو رَسُولِ اللّهِ ، لا يَدَّعيها بَعْدَكَ الّا كَذّابٌ « 2 »
« رسُول خدا بين مردم برادرى قرار داد و علىّبنأبىطالب را واگذاشت تا ديگر كسى از اصحاب نماند . حضرت عرض كرد : اى رسُول خدا بين مردم عقد اخوّت بستى و مرا ناديده انگاشتى ؟ فرمود : براى چه كسى گمان مىبرى تو را نگاهداشتم ؟ من تو را براى خودم نگاه داشتم ، تو برادر من هستى ، و من برادر تو هستم ، اگر احدى از مردم به تو مفاخرت كند بگو : من بنده خدا هستم و برادر رسُول خدا . اين اخوّت را هيچ كس نمىتواند ادعا كند بعد از تو مگر دروغگو . »
و نيز ابن المغازلى ابو الحسن الفقيه با اسناد خود از انس روايت كرده است ، انس پس از آنكه داستان عقد اخوّت را بين اصحاب شرح مىدهد و تأثّر اميرالمؤمنين عليه السّلام را نيز به علّت عدم توجّه رسُول خدا بيان مىكند ،
هامش
( 1 ) همان مآخذ ص 486 الحديث الثامن و الثلاثون .
( 2 ) همان ماخذ ص 478 الحديث الثالث . و در « دلائل الصدق » 2 / 267 گويد : آخى النّبىّ بين الناس و ترك عليا حتى بقى آخرهم فقال : يا رسُول اللّه آخيت بين اصحابك و تركتنى ؟ فقال : انما تركتك لنفسى ، انت اخى و انا اخوك ، فان ذكرك احد فقل : انا عبداللّه و اخو رسوله ، لا يدعيها بعدك الّا كذّاب . و الذى بعثنى بالحق ما اخرتك الا لنفسى ، و انت منى بمنزله هارون من موسى الا انه لا نبى بعدى ، و انت اخى و وارثى - تعليقه ص 209 « ديوان حميرى » و در « نظم درر السمطين » ص 95 نيز اين حديث را آورده است .