تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
نيّات فاسده متعفّن گرديده است ، و مانند لقمه غذاى پُر تيغ و خارى شده كه هنگام فرو بردن گلو را بشكافد و در آن گير كند . و كسى كه ميوه را از درخت قبل از رسيدن بچيند آن ميوه تلخ و زننده و بيفايده بوده مانند شخص زارعى كه در غير زمين خود زراعت كند البتّه منتفع نخواهد شد ( خلافت من يك خلافت الهى بر اساس تقوى و ولايت شرعيّهء رسول خدا براى هدايت مردم به مقامات عاليّه معنوى و ظاهرى است . و در صورت قيام بر عليه اين مخالفان با وجود عدم انصار و اعوانى كه بر آنها غالب آيند نتيجه ، هرج و مرج ، خونريزىها و فتنه‌ها خواهد بود . و معلوم است كه منافقان امّت انتظار چنين روزى را مىبرند ) . بنابر اين اگر بگويم كه من در امر خلافت رغبت دارم مىگويند : بر حكومت و رياست حرص ورزيده است ، و اگر سكوت اختيار كنم مىگويند : از مرگ ترسيده است . وه چه دور است از على كه بعد از آن شدائد و ناملايمات و منغمر شدن در معركه جنگها و غزوات و تحمّل مشاقّ و مشكلات از مرگ بهراسد . سوگند به خدا كه فرزند ابى طالب ، انسش به مرگ بيشتر است از انسى كه طفل شيرخوار به پستان مادر خود دارد ، بلكه سبب عدم قيام من براى گرفتن خلافت آن است كه چنان بر علوم و اسرار الهى و معارف قضا و قدر و تكليف و سعادت و شقاوت وقوف يافته و آن خزينه‌هاى از علوم در نفس من پيچيده و منطوى شده كه هر آينه اگر بعض آن را بر شما آشكار كنم مانند لرزش و تكان ريسمانى دراز در چاه‌هاى دور و دراز به خود خواهيد لرزيد و تاب و توان شنيدن آن را نداريد . » و اين كلام حضرت كنايه از قضاى حتميّهء الهيّه است كه بايد مردم را امتحان نموده و بر اثر پيدايش مخالفان ، مردمى كه تابع شريعت و نصوص رسول خدا راجع به ولايت بوده‌اند از كسانى كه هوا و هوس بر آنها غالب آمده و دست از ولايت كشيده‌اند جدا شده ، مردم در دو صف متمايز قرار گيرند ،
فَرِيقٌ فِي الْجَنَّةِ وَ فَرِيقٌ فِي السَّعِيرِ
« 1 » گروهى در حرم ولايت اهل بيت از هر گزندى مصون و در بهشت برين بيارمند ، و گروهى دگر از اين حريم دور و از اين نعيم مهجور و در دوزخ و آتش سوزان بگدازند .
وَ تِلْكَ الْأَيَّامُ نُداوِلُها بَيْنَ النَّاسِ وَ لِيَعْلَمَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ يَتَّخِذَ مِنْكُمْ شُهَداءَ وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ وَ لِيُمَحِّصَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ يَمْحَقَ الْكافِرِينَ * أَمْ
هامش
( 1 ) سوره شورى : 42 - آيه 7 .