تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امام شناسى (فارسى) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
حق را با باطل مخلوط و درهم مىكنى ولى بدان كه سخن حقّ گرچه كوتاه و كم باشد از سخن باطل كه بسيار باشد كفايت مىكند ، انْتَ وَ الْاحْوَلُ قَفّازانِ حاذِقانِ ، تو و احول هر دو در مناظره بسيار از اين شاخه به آن شاخه مىپريد و طرف خود را گيج مىكنيد و در اين فن استاديد . يونس مىگويد : من در آن حال سوگند به خدا كه چنين پنداشتم آن حضرت به هشام بن حَكَم هم مانند آنچه به اين دو نفر گفتند مىگويند ، لكن حضرت به هشام بن حكم فرمود : اى هشام تو هيچ گاه در مناظره نمىگذارى خود را كه بر زمين بيفتى ، چون طائر و پرنده‌اى كه او را بزنند چون بخواهى كه بر زمين بيفتى پاهاى خود را در شكم خود جمع نموده يك مرتبه بر آسمان پرواز مىكنى ، و مانند تو شخصى بايد با مردم مناظره كند ، و كمك‌هاى معنوى از عالم معنى ان شاء اللّه به تو خواهد رسيد . « 1 » و نيز نعمانى در تفسير خود آورده است كه اسماعيل بن جابر مىگويد : سَمِعْتُ ابا عَبْدِ اللّهِ جَعْفَرَ بْنَ مُحمَّدٍ الصّادِقَ عليهما السّلام يَقُولُ : انَّ اللّهَ تَبارَكَ وَ تَعالى بَعَثَ مُحَمَّداً فَخَتَمَ بِهِ الْانبِياءَ فَلا نَبىَّ بَعْدَهُ ، وَ انْزَلَ عَلَيْهِ كِتاباً فَخَتَمَ بِهِ الْكُتُبَ فَلا كِتابَ بَعْدَهُ ، احَلَّ فيهِ حَلالًا وَ حَرَّمَ حَرامّاً فَحَلالُهُ حَلالٌ الى يَوْمِ الْقِيامَةِ وَ حَرامُهُ حَرامٌ الى يَوْمِ الْقِيامَةِ ، فيهِ شَرْعُكُمْ وَ خَبَرُ مَنْ قَبْلَكُمْ وَ بَعْدَكُمْ وَ جَعَلَهُ النَّبىُّ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم عِلْماً باقياً فى اوْصِيائِهِ . « 2 » « مىگويد : از حضرت ابا عبداللّه جعفر بن محمّد الصّادق عليه السّلام شنيدم كه مىفرمود : خداوند تبارك و تعالى محمّد را برانگيخت و به او نبوّت را خاتمه داد ، پس پيغمبرى بعد از او نيست . و بر او كتابى فرو فرستاد و با آن به كتب سماويّه خاتمه داد ، پس نيست كتابى بعد از آن ، در آن كتاب چيزهائى حلال شمرده شده و چيزهائى حرام شمرده شده ، حلال او حلال است تا روز قيامت و حرام او حرام است تا روز قيامت . و در آن كتاب شريعت و قانون شما است و اخبار كسانى كه قبل از شما آمده‌اند و بعد از شما خواهند آمد ، و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آن كتاب را عِلم باقى در ميان اوصياى خود قرار داده است . » بارى بعد از رحلت رسول خدا با نداى « كَفانا كِتابُ اللّهِ » أمّت را از اهل بيت
هامش
( 1 ) « اصول كافى » ج 1 ص 171 . ( 2 ) « تفسير صافى » ج 1 ص 23 .