تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الله شناسى (فارسى) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨
همهء مشروبات و مطعومات مىباشد . و ايضاً در حديث معراج گذشت كه در جواب حضرت او جلّ جلالُه كه مىفرمايد : هَذِهِ جَنَّتِى فَتَبَحْبَحْ فِيهَا ! عرض مىكند : وقتى كه خودت را به من شناسانيدى از همهء چيزها مستغنى شدم ! و در حديث مهمانى گذشت كه از تجلّى حضرت حقّ تعالى چنين بىهوش مىشوند كه ابداً به هوش نيايند تا آخر حورالعين شكايت مىكنند تا خداوند جليل به هوششان مىآورد . اى عزيز ! جهد كن كه ايمان به خدا و رسول و ائمّه صلوات الله و سلامه عليهم بياورى ، و ثواب و عقاب و بهشت و جهنّم و قرب و بعد را مثل ملاحدهء اين زمان ، موهوم توهّم نكنى !

وَجَدْتُكَ أَهْلًا لِلْعِبَادَةِ فَعَبَدْتُكَ

حالا اين‌ها كه عرض شد چيزهائى است كه خطور به قلب بشر مىكند ، وَ لَا خَطَرَ عَلَى قَلْبِ بَشَرٍ را از اين‌ها قياس كن ! بلى :
ديوانه كنى هر دو جهانش بخشى * ديوانه تو هر دو جهان را چه كند ؟ از دَرِ خويش خدايا به بهشتم مفرست * كه سر كوى تو از كون و مكان ما را بس خاك درت بهشت من ، مهر رخت سرشت من * عشق تو سرنوشت من ، راحت من رضاى تو
مَا عَبَدْتُكَ خَوْفاً مِنْ نَارِكَ وَ لَا طَمَعاً فِى جَنَّتِكَ ، بَلْ وَجَدْتُكَ أَهْلًا لِلْعِبَادَةِ فَعَبَدْتُكَ ! « 1 » [ « من تو را نپرستيدم از ترس آتشت ؛ و نه به طمع بهشتت
هامش
( 1 ) « مصباح الفلاح و مفتاح النّجاح » آخوند ملّا محمّد جواد صافى گلپايگانى ، طبع سنگى ، ص 74
الله شناسى (فارسى) — صفحة 88 | السيد محمد حسين الطهراني