بواسطهء عرفان به ذات تو از جميع آفريدگانت بىنياز شدم ! سوگند به مقام عزّت و جلالت اگر رضاى تو در آن باشد كه من پاره پاره گردم و يا هفتاد مرتبه با شديدترين قسمى كه مردم را بدان مىكشند مرا بكشند ، تحقيقاً رضاى تو محبوبتر مىباشد نزد من !
تا اينكه مىگويد :
خداوند عزّ و جلّ مىفرمايد : سوگند به مقام عزّت و جلالم مىخورم كه من در هيچ وقتى از اوقات ميان خودم و ميان ترا حاجب قرار نمىدهم ؛ تا در هر وقت كه دلت بخواهد بر من وارد شوى ؛ و اينست روش و منهاج من راجع به اولياى من ! » ]
و بعد از اين ، در تفسير حَياة باقيَه مىفرمايد كه : صاحب او را چنين و چنان كنيم . - تا آنكه مىفرمايد :
وَ أَفْتَحُ عَيْنَ قَلْبِهِ وَ سَمْعَهُ حَتَّى يَسْمَعَ بِقَلْبِهِ مِنِّى وَ يَنْظُرَ بِقَلْبِهِ إلَى عَظَمَتِى وَ جَلَالِى .
[ « و باز مىكنم چشم دل و گوشش را ؛ تا آنكه با دلش بدون واسطه از من بشنود ، و با دلش نگاه به عظمت و جلال من نمايد . » ]
و باز در همين حديث مىفرمايد :
إنَّ أَدْنَى مَا أُعْطِى الزَّاهِدِينَ فِى الآخِرَةِ أَنْ أُعْطِيَهُمْ مَفَاتِيحَ الْجِنَانِ كُلَّهَا حَتَّى يَفْتَحُوا أَىَّ بَابٍ شَاءُوا . وَ لَا أَحْجُبُ عَنْهُمْ وَجْهِى وَ لَأُنَعِّمَنَّهُمْ بِأَنْوَاعِ التَّلَذُّذِ مِنْ كَلَامِى . - إلَى أن قالَ :
وَ أَفْتَحُ لَهُمْ أَرْبَعَةَ أَبْوَابٍ : بَابٌ تُدْخَلُ عَلَيْهِمُ الْهَدَايَا مِنْهُ بُكْرَةً وَ عَشِيًّا ، وَ بَابٌ يَنْظُرُونَ مِنْهُ إلَى كَيْفَ شَاءُوا .
[ « كوچكترين و كمترين چيزى كه من به زاهدان ، در آخرت عنايت مىكنم ، آنست كه تمام كليدهاى بهشت را به ايشان مىدهم تا از هر درى كه بخواهند
الله شناسى (فارسى) — صفحة 76
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٧٦