غير از خود من . و هنگام قبض روحش من به او مىگويم : خوش آمدى ! و اهليّت دارى براى ورود بر من و قدومت بر بساط من ! » ]
و اينها كه اين بىبضاعت در اينجا روايت كردهام همهاش روايات صحيحه و معتبره است ، اگر يك مقدار توسعه بدهم آنها كه در اخبار داود وارد شده است ، و آنها كه در مناجات خمسة عشر هست ، و آنها كه در مناجات الحاقى دعاى عرفه كه سيّد ( قدّه ) در « إقبال » و علّامه ( قدّه ) در « مزار » روايت كرده ذكر نمايم ، تنها اينها از حدّ تواتر زيادتر است .
و در حديث نماز روايت كرده ، در فقرهء قرائت مىفرمايد : ترقّى مىكند بهر آيهاى درجهاى از فلان و فلان . - إلَى أنْ قالَ : وَ دَرَجَةً مِنْ نُورِ رَبِّ الْعِزَّةِ . [ « و درجهاى از نور ربّ العزّه ] » .
روايات نظر مؤمن به نور خدا و وجه خدا
و در حديث ملاقات مؤمن در « مستدرك » از مجموعهء شهيد نقلًا از كتاب « أنوار » لابى علىّ محمّد بن همّام روايت كرده ، تا آنجا كه مىفرمايد :
أُشْهِدُكُمْ عِبَادِى بِأَنِّى أُكْرِمُهُ بِالنَّظَرِ إلَى نُورِى وَ جَلَالِى وَ كِبْرِيائِى ! « گواه مىگيرم شما را اى بندگان من به اينكه من او را گرامى مىدارم بواسطهء نظر نمودنش به نور من و جلال من و كبريائىِ من ! » ]
و در حديث ثواب جهاد در « تهذيب » روايت كرده است در حديثى كه مىشمارد خصال سبعه را كه براى شهيد هست ، - تا اينكه مىفرمايد :
السَّابِعُ أَنْ يَنْظُرَ فِى وَجْهِ اللَّهِ ، وَ إنَّهَا لَرَاحَةٌ لِكُلِّ نَبِىٍّ وَ شَهِيدٍ . « 1 »
[ « هفتم خصلت آنست كه او نظر مىكند به وجه خدا ، و آن نظره به سوى خدا راحت است براى هر نبىّ و هر شهيد . » ]
هامش
و آن دو طريق را بطور تفصيل بيان مىكند .
( 1 ) تهذيب الاحكام » ج 6 ، ص 122