خواهد گشت ، و اگر مزاجش معتدل گردد و از صفات متضادّه دورى جسته ، طريق وسط و عدل را بپويد ، پس با هفت آسمان مستحكم مشاركت خواهد نمود . » ]
هر كه از حجب ظلمانيه بگذرد خواهد ديد كه نفس از مجرّدات است
و هكذا در خبر ديگر در بيان خليفه مىفرمايد ( بعد از بيان چند فقره ) :
فَمَنْ تَخَلَّقَ بِالاخْلَاقِ فَقَدْ صَارَ مَوْجُوداً بِمَا هُوَ إنْسَانٌ دُونَ أَنْ يَكُونَ مَوْجُوداً بِمَا هُوَ حَيَوَانٌ ؛ فَقَدْ دَخَلَ فِى الْبَابِ الْمَلَكِىِّ الصُّورِىِّ وَ لَيْسَ لَهُ مِنْ هَذِهِ الْغَايَةِ مَعْبَرٌ .
[ « پس كسى كه متخلّق به اخلاق الهى شود ، موجودى خواهد شد از جهت انسانيّت خود ، بدون آنكه موجود شود از جهت حيوانيّت ؛ بنابراين چنين فردى داخل مىشود در زمرهء فرشتگانى كه داراى صورتند ؛ و از اين مقام ، مقامى برتر وجود ندارد . » ]
و اگر اين دولت براى كسى دست دهد و از عوالم آب و گل كه عالم ظلمت است ترقّى نمايد ، و خود را به مقام معرفت نفس برساند يعنى حقيقت نفس و روح خود را كه از عالم نور است و مفتاح معرفت ربّ است بالكشف و العيان ببيند ؛ خواهد ديد كه نفس او از مجرّدات است .
آنوقت از حُجُب ظلمانيّه نجات يافته ؛ و نمىماند ما بين او و وصول به مقامى كه ممكن است از معرفت حضرت او جلّ جلاله ، الّا حجب نورانيّه . و در طىّ اين حجب و وصول به اين مقام منيع ، لذّات و بَهَجات و لوازم و عوالمى هست كه آن عوالم و لوازم را كسى غير از اهلش چنان كه شايد و بايد نمىداند .
مطالب « كافى » و « مصباح الشّريعة » در علوّ مقام عرفاء
و اگر كسى هم عِلماً اعتقاديا از راه برهان دست بياورد ، چنان كه مثلًا شيخ الرّئيس و غيره مقامات عرفاء نوشتهاند ، و يا تقليداً از اهلش ياد بگيرد ؛ باز هزاران فرقها ما بين اين علم و معرفت ، و معرفت شهودى و وجدانى اهلش مىباشد . و لذّتى كه در شهود اين مراتب بر اهلش دست مىدهد ، همانست كه در « كافى » از حضرت صادق عليه الصلاة و السّلام روايت كرده است كه مىفرمايد :