1 - شيشهء ظرف شراب لطيف و رقيق است ، و شراب نيز لطيف و رقيق است ؛ لهذا اين دو تا با هم مشتبه گشتند و بنابراين امر مشكل آمد .
2 - بهطورىكه تو گوئى فقط تنها شراب است و كاسهاى در ميان نيست ؛ و تو گوئى كه فقط كاسهاى در ميان مىباشد و شرابى نيست !
ابيات « تحفة الحكيم » حكيم كمپانى ، در حقيقت محمّديّه
اينك سخن ما در بحث تشخّص وجود ، و معنى و مفاد « لا هُوَ إلّا هُو » خاتمه پيدا مىكند ، و با ختم اين مبحث ، جلد دوّم از قسمت « اللهشناسى » از دورهء علوم و معارف اسلام پايان مىپذيرد .
و مناسب است در اينجا برخى از ابيات حكيم متألّه و فقيه و فيلسوف
هامش
به صاحب بن عُبّاد جاى شكّ و شبهه نيست .
در « أعيان الشّيعة » ج 11 ، ص 327 از صاحب آن را ذكر كرده است .
و در « ريحانة الادب » ج 8 ، ص 93 نيز از صاحب نقل نموده است . صاحب « ريحانة » در ج 2 ، ص 358 ، در ترجمهء احوال زاهى اين شعر را از او آورده است :و مُدامةٍ كضيائِها فى كَأسِها * نُورٌ على فَلَكِ الانامِلِ بازِغ
رَقَّتْ و غابَ عن الزُّجاجةِ * لُطفُها فكأنّما الإبريقُ منها فارغُآنگاه گفته است : صاحب بن عبّاد نيز به همين مضمون گويد : رَقّ الزّجاجُ و رَقَّتِ الخمرُ - تا آخر دو بيت .
و أقول : به نقل « ريحانة الادب » ج 8 ( الكنى ) ص 94 : وفات ابن عبّاد در شب جمعه يا عصر جمعه 24 شهر صفر سنهء 385 ، و يا به زعم بعضى در 387 در شهر رىّ واقع شد . تولّد او در سنهء 324 يا 326 بوده است .
و چون « ريحانة » در ج 2 ، ص 358 در ترجمهء زاهى وفات او را در سال 352 يا بعد از 360 نوشته است ، بنابراين ممكن است مفاد شعر صاحب اقتباس از مضمون شعر زاهى باشد . ( تولّد زاهى در سنهء 318 بوده است . )
و نيز محتمل است كه زاهى از شعر صاحب اقتباس كرده باشد ؛ يا هيچكدام از يكديگر اقتباس ننموده باشند . و الله العالم