فَيا مَنِ اصْطَفاهُ مِن بَريَّتِه * وَ خَصَّهُ بِعِلْمِهِ وَ حِكْمَتِهْ ( 17 )
صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عِتْرَتِهْ * وُرّاثُهُ فى سِرِّهِ وَ سيرَتِهْ ( 18 )
تَمَّتْ على يدِ ناظمِها الْجانى محمّد حُسين النّجفىّ الأصفهانىّ فى 29 ربيع الاوّل سنةَ 1351 الهجريّة القمريّة .
1 - در ميان عارفان به مغز و درون و حقيقت لبّ امر ، فرق است ميان كلام خدا و كتاب خدا .
2 - ( از آنجا كه هر موجودى دو وجههء صدور و قيام ، و انفعال و قبول دارد ) از آن حيث كه جهت صدور و قيام به خداوند متعال دارد ، بدان موجود ، كلام الهى گويند .
3 - و تمام مخلوقات در نزد خردمندان و صاحبان درايت و عقل ، از جهت قبول و انفعال كتاب الهى محسوب مىشوند .
4 - چون موجودات عالم امر در وجودشان نياز به واسطه ندارند ، لهذا فقط آنها كلام خدا هستند .
5 - و عالم خلق و طبيعت ( كه بواسطهء عالم امر موجود شدهاند ) كتاب محض خداوند است . و آن موجوداتى كه داراى دو جهت ، هم امر و هم خلق مىباشند ، جامع هر دو جهت عنوان كلام الهى و كتاب خداوندى هستند .
6 - و بدون شكّ و شبهه از براى كلام به اعتبار جَمْع و فَرْق ، دو وصف مختلف عارض مىگردد .
7 - به اعتبار جمع بدان قرآن گويند ، همانطور كه به اعتبار فرق آن را فرقان نامند .
8 - در وجود جمعى آن در بالاترين قلم ، جميع علمها و حكمتها منطوى شده است .
9 - امّا وجود فرقى و تفصيلى آن ، در ميان بقيّهء عقول كه پائينتر از