حسين كمپانىّ اصفهانىّ نجفى رضوان اللهُ تعالى عليه ؛ از همين منبع برخاسته است .
سيّد مىگويد : وجود داراى تشخّص و وحدت است و ذات حقّ ، ازلى و ابدى و نامتناهى است ، تعيّن بر نمىدارد . و جميع عوالم نيست و نابودند در وجود وى ، و وجودشان غير اعتبارى و مجازى و انتسابى بيش نيست .
شيخ مىگويد : وجود داراى تشخّص و وحدت نيست . وجود داراى تشكيك در مراتب است . موجودات فناء محض ندارند . تعيّن و محدوديّت اشياء تنافى با هستى مطلق حقّ تعالى ندارد . و بالاخره همه موجودات داراى اصالتند ؛ غاية الامر با حدود و انّيّات ضعيفه ، به خلاف حقّ تعالى كه حدّش اكبر ، و تعيّنش اوسع است بهطورىكه جميع موجودات را فرا مىگيرد ؛ امّا ديگر در موجودات توقّف مىكند و در آنجا توحيد ( وحدت ) حاصل نمىگردد ؛ و فناء اشياء به تمام معنى الكلمه در ذات اقدسش ، گفتارى و پندارى بيش نمىباشد و حقيقتى ندارد .
« علّت تأبّى شيخ از تسليم شدن بر وحدت ذات اقدس او ، و معيّت او با موجودات ، و سيطره و احاطه وجودى او بر همه عالم و جميع اشياء ، و انمحاء و اندكاك همگى ذاتاً و صفةً و فعلًا در ذات او ؛ فقط و فقط خود را موجود در قبال حقّ دانستن است ، كه مرحوم سيّد از آن تعبير به جَبَلانيّت نموده است .
و ديگر استلزام احاطه وجودى حقّ ، بر معايب و مضارّ و مفاسد و قبائح ، كه مرحوم شيخ از آن تعبير به لزوم مفاسد شنيعه كرده بود .
امّا آن هستى جز كوه تخيّلى هستى چيزى بيش نيست ؛ و خواهى نخواهى بايد شكسته شود . و امّا اين استلزام نيز صحيح نيست ؛ زيرا حقائق وجوديّه موجودات و اشياء اندكاك در ذات حقّ دارند ، نه معايب و قبائح و مفاسد . مرجع اين امور عند التّحليل ، امور عدميّه هستند . نقصانها و ماهيّات
الله شناسى (فارسى) — صفحة 279
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٢٧٩