عنكبوت اين خانهء خود را محكمترين خانهها ، و اين آشيانهء با آب دهان خود تنيده را مستحكمترين دژها و قلعهها مىپندارد . و از آن عظيمتر و استوارتر تصوّر نمىكند .
اين شبكهء صيد عنكبوت ، اختصاصى به او ندارد . هر كس در عالم و جهان هستى ، دامى در برابر خود گسترده ، و در انتظار صيد مگسى متناسب با حال و شأن و مقام خود نشسته است .
كُلُّ مَنْ فى الْوُجودِ يَطْلُبُ صَيْداً * إنَّما الاخْتِلافُ فى الشَّبَكاتِ
« تمام كسانى كه در عالم وجود موجوديّت دارند ، دنبال صيدى مىگردند . فقط و فقط اختلاف و تفاوت ميان ايشان ، در كيفيّت دامهائى است كه مىگسترند و شبكاتى است كه در آن صيدشان را گرفتار مىكنند . »
امّا اين عنكبوت خودش خبر ندارد كه تا چه قدر اين خانهء تنيده با لعاب دهان خود سست و بىپايه است . و فقط با مختصر حركت بادى يا دميدن انسانى با هواى تنفّس خويشتن ، آن خانه بر ديار عدم مىرود ، و خودش نيز جان خود را در اين حركت مىبازد و از دست مىدهد .
تازه ، اين عنكبوت با اين خانه و آشيانه كار خلافى را مرتكب نشده است ، طبق سازمان تكوينى و وجودى و غرائز حياتى خود بدين عمل دست مىآزد . اين حيوان ، حيوان معصوم است ؛ و از حيطهء وظيفه و سرشت خود تعدّى و تجاوزى ننموده است .
امّا انسان كه بر خلاف مسير خداوندى ، و سير فطرى ، و راه و نهج صدق و راستى قدم بر مىدارد ، و لقاى خدا را منكر مىشود ، و در برابر وى اوليائى را ، خواه ساكت همچون بتها و خواه ناطق همچون سركشان جبّار و متمرّدان از خدا بىخبر و متجاوزان به حقوق خدا و خلق ، امام و اسوهء خود اتّخاذ مىكند ؛