سپس به ذهنم آمد كه شايد به علّت آن مىباشد كه « يكتا » وحدت عددى را مىرساند ، و ايشان هم كه معلوم است براى وحدت حقّهء حقيقيّهء خداوند كه آن را وحدت بالصّرافه گويند چه پافشارى كه ننمودهاند ؛ و چه مطالب ارزشمندى به رشتهء تحرير در نياوردهاند !
بنابراين به خاطر رسيد كه به « يگانهشناسى » مسمّى گردد . زيرا « يگانه » در حقيقت با معنى « احد » كه صرافت را مىرساند نزديك است .
و در پايان به نظر رسيد كه چون در اين كتاب از تمام شئون حضرت بارى عزّ اسمه بحث مىشود ؛ چه از وحدت حقّهء حقيقيّه ، و چه از اسماء و صفات ، و چه از ظهورات و افعال ، بهتر است كه به « اللهشناسى » نام گذارده شود ؛ كه « الله » اسم جامع حضرت احديّت ، اعمّ از جهات وحدت و اعمّ از آثار و كثرات است .
لهذا بر اين اسم ، رأى را خداوند استقرار بخشيد و مطالب مسطوره با ملاحظهء اين امور نگارش يافته و إن شاء الله تعالى خواهد يافت .
بحث تاريخى حضرت علّامه در اعتقاد به صانع و توحيد وى
حضرت استاد ( قدّه ) در تفسير ، بحثى در تحت عنوان : « بحث تاريخى » بدينگونه آوردهاند :
« اعتقاد بر آنكه عالم داراى صانع مىباشد و پس از آن اعتقاد به آنكه وى واحد است ، از قديمترين مسائل دائرهء ميان متفكّرين از نوع انسان است كه فطرت ارتكازى وى او را بدان رهبرى مىكند . حتّى عقائد بتپرستان كه بناى آن بر شرك ورزيدن به خداوند است ، چون ما در حقيقت معنى آن إمعان نمائيم ، آن را مبتنى بر اساس توحيد صانع و اثبات شفيعانى نزد وى مىيابيم ؛
ما نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونا إِلَى اللَّهِ زُلْفى
. « 1 »
هامش
( 1 ) قسمتى از آيه 3 ، از سورهء 39 : الزّمر