تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الله شناسى (فارسى) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
توصيف به خلوّ كرده است كه پيش از مسيح در گذشته‌اند ، و آن عبارت است از مرگ ، تأكيدى باشد براى آنكه وى بشرى بوده است كه مرگ و حيات براى او جائز بوده است همانند رسولان پيش از او . » و در تفسير :
انْظُرْ كَيْفَ نُبَيِّنُ لَهُمُ الْآياتِ ثُمَّ انْظُرْ أَنَّى يُؤْفَكُونَ
فرموده‌اند : « خطاب به پيغمبر صلّى الله عليه و آله است در مقام تعجيب . يعنى اى پيامبر ما ! تعجّب نما از كيفيّت بيانى كه ما براى آنها مىكنيم و آن عبارت است از ظاهرترين بيان ، براى ظاهرترين آيه ، در بطلان مدّعايشان در الوهيّت مسيح و كيفيّت انصرافشان از تعقّل و تفكّر در اين خصوصيّات آيات . پس تا كدام درجه و غايتى خودشان را از اين آيات باز مىدارند ؛ و به نتيجهء باطلهء آن التفات پيدا نمىكنند ؟ ! و آن عبارت است از آنكه دعواى آنان را عقول خودشان ابطال مىنمايد . » و در تفسير آيه :
قُلْ أَ تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا يَمْلِكُ لَكُمْ ضَرًّا وَ لا نَفْعاً وَ اللَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ
فرموده‌اند : « خضوع براى امر ربوبيّت از قديم‌ترين زمانهاى پيدايش بشر ، در ميان بشر انتشار داشته است ؛ و بالاخصّ در ميان عامّهء افراد بشر - و عامّهء مردم عادتشان آن بوده است كه پرستش اصنام و بتها را مىكرده‌اند - بدين طمع كه ربّ آنها شرّ را از آنها برگرداند و نفع را به آنها برساند ؛ همان‌طور كه محصّل ابحاث تاريخيّه اين نتيجه را مىدهد . و امّا پرستش خداوند به جهت آنكه او خداى عزَّ اسمُه مىباشد ، از ميان خواصّ مردم همچون انبياء و علماى ربّانىّ از امّتها تجاوز نمىنموده است . لهذا خداوند سبحانه رسولش را امر فرمود كه با مردم مخاطبه كند ؛ خطاب بشر ساده‌لوحى را كه فقط در عبادت خداوند از فطرت سادهء خويش
الله شناسى (فارسى) — صفحة 198 | السيد محمد حسين الطهراني