بديشان نسبت داده مىشود ؛ خداوند مىگويد :
إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ عِبادٌ أَمْثالُكُمْ فَادْعُوهُمْ فَلْيَسْتَجِيبُوا لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ . أَ لَهُمْ أَرْجُلٌ يَمْشُونَ بِها أَمْ لَهُمْ أَيْدٍ يَبْطِشُونَ بِها أَمْ لَهُمْ أَعْيُنٌ يُبْصِرُونَ بِها أَمْ لَهُمْ آذانٌ يَسْمَعُونَ بِها قُلِ ادْعُوا شُرَكاءَكُمْ ثُمَّ كِيدُونِ فَلا تُنْظِرُونِ .
« 1 »
« تحقيقاً آن كسانى را كه شما غير از خداوند مىخوانيد ، بندگانى هستند أمثال خود شما ! بنابراين اگر راست مىگوئيد آنان را بخوانيد تا ببينيد آيا پاسخ شما را مىدهند و حاجتتان را روا مىنمايند ؟ !
آيا آنها پاهائى دارند تا بدان وسيله راه بروند ؟ ! يا آنها دستهائى دارند تا بدان وسيله داد و ستد كنند ؟ ! يا آنها ديدگانى دارند تا بدان وسيله ببينند ؟ ! يا آنها گوشهائى دارند تا بدان وسيله بشنوند ؟ ! بگو ( اى پيامبر ما ! ) شما شريكان خود را فرا بخوانيد ؛ و سپس هر حيله و مكرى كه داريد دربارهء من إعمال بنمائيد و ابداً مرا مهلت ندهيد ! »
و همچنين مقدّم داشتن ضرر بر نفع در قوله تعالى :
ضَرًّا وَ لا نَفْعاً
، همچنانكه سابقاً بيان آن گذشت ، طبق جريان آن چيزى است كه فطرت ساده آن را ادراك مىكند و بدان فرا مىخواند . زيرا انسان بر حسب طبع خود نعمتهائى را كه در نزد وى موجود است ، مادامىكه در نزد وى باقى است آنها را مملوك خويشتن مىبيند و ابداً توجّه و التفاتى به امكان فقدانشان نمىنمايد ، و تصوّر درد و الم را هنگام فقدشان نمىكند ؛ به خلاف مضرّاتى را كه فعلًا در خود مىيابد ، و نعمتهائى را كه از دست مىدهد و درد و الم فقدانشان را احساس
هامش
( 1 ) - آيه 194 و 195 ، از سورهء 7 : الاعراف