واقعيّت ؛ و تصريح دارد بر آنكه مريم دختر جوانى بوده است كه ايمان به خدا داشته و وى را مىپرستيده است ، و تصريح دارد بر آنكه عيسى از او متولّد شد مانند انسانى از انسان دگرى ، و تصريح دارد بر آنكه عيسى رسولى بوده است از جانب خداوند به سوى مردم همچون سائر رسولان ، و تصريح دارد بر آنكه عيسى و مادرش مريم دأب و عادتشان اينطور بوده است كه غذا مىخوردهاند .
اين امورى است كه اناجيل بدانها صراحت دارد ؛ و اينها ادلّه و حُججى مىباشند بر آنكه عيسى عليه السّلام بندهء فرستادهء خدا بوده است .
و امكان دارد كه سياق آيه براى نفى الوهيّت مسيح و مادرش هر دو باشد ؛ بنا بر آنكه گفتار خداى تعالى :
أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَ أُمِّي إِلهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ ،
« 1 » دلالت بر آن مىكند كه در آنجا كسانى بودهاند كه قائل به الوهيّت مريم ، مانند مسيح بوده باشند ؛ يا آنكه مراد آن بوده باشد كه مريم را جزء آلهه اتّخاذ كرده باشند به همان معنا كه نسبت به اهل كتاب داده مىشود كه آنها أحبار و رُهبانانشان ( علماء و تاركين دنيا ) را ارباب مىگرفتند از غير خدا كه ربّ است ؛ و آن به صورت يك نوع خضوع خاصّى بوده است كه براى مريم و براى ايشان مىنمودهاند ، آنگونه خضوعى كه براى سائر افراد بشر به مانند آن خضوع سر فرود نمىآوردهاند .
و به هر حال ، آيه بر اين تقدير از مسيح و مادرش هر دو نفى الوهيّت مىنمايد ؛ به اينكه مسيح رسولى بوده است نظير سائر رسولان و مادرش صدّيقه بوده است و ايمان به خدا داشته است و آنان هر دو طعام مىخوردهاند ؛ و جميع اين امور با الوهيّت منافات دارد .
و در قول خداى تعالى :
قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ
، از آنجا كه رسل را
هامش
( 1 ) - قسمتى از آيه 116 ، از سورهء 5 : المائدة