تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الله شناسى (فارسى) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
وجهى از وجوه نمىنمايد ؛ لهذا او تعالى در ذات خود واحد است . و چون متّصف گردد آن ذات به صفات كريمه و اسماء حُسناى خويش ، چيزى بر ذات وُحدانىّ خود نمىافزايد ؛ و اگر صفتى از صفاتش منسوب شود به صفت ديگرى ، موجب كثرت و تعدّد نخواهد گرديد . بنابراين او تعالى شأنه أحدىُّ الذّات مىباشد به‌طورىكه نه در خارج ، و نه در وهم و خَيال ، و نه در عقل ، قابل انقسام نيست . بناءً على هذا ، خداوند سبحانه هيچ‌گاه به حيثى نيست كه ذاتش قابل تجزيه به چيزى و چيز دگرى باشد ، و نه آنكه بر ذاتش روا باشد كه نسبت داده شود به او چيزى ، و در نتيجه عدد دو يا بيشتر پديدار گردد . چگونه كثرت عددى در ذات وى متصوّر مىباشد با وجود آنكه او معيّت دارد با همين چيزى كه نسبتش را مىخواهند به او بدهند ؛ چه در عالم وهم و خيال ، و چه در عالم فرض ، و چه در عالم خارج . بر اين اساس خداى تعالى در ذات خود واحد مىباشد ، و ليكن نه به وحدت عدديّه‌اى كه همانند سائر اشياء بوده ، و از آن كثرات تكوّن پيدا مىكنند ؛ و نه متّصف مىشود به كثرت در ذات يا اسم و يا صفت . چگونه ممكنست اين امر درحالىكه اين وحدت عدديّه و كثرتى كه از وحدت عددى تأليف پيدا مىنمايد ، هر دو تا از آثار صُنع و ايجاد وى هستند ؛ پس چگونه امكان دارد كه او متّصف شود به چيزى كه از آثار صنع اوست ؟ و در قوله تعالى :
وَ ما مِنْ إِلهٍ إِلَّا إِلهٌ واحِدٌ
، به قسمى تأكيد در اثبات توحيد دارد كه در غير آن يافت نمىگردد . زيرا گفتار را اوّلًا به نحو نفى و استثناء ريخته است ، و پس از آن براى افادهء تأكيد در استغراق كلمه « مِنْ » بر نفى داخل شده است ، و سپس مستثنى آمده است كه عبارت :
إِلهٌ واحِدٌ
، بوده باشد ، با لفظ نكره كه افادهء تنويع مىدهد ؛ و اگر با لفظ معرفه آورده شده بود مانند آنكه
الله شناسى (فارسى) — صفحة 192 | السيد محمد حسين الطهراني