بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُفٌ رَحِيمٌ
. « 1 »
به زبان آن حقيقت محمّديّه كه من ترجمان آنم آنست كه : از اين صورت تفصيليّهء من كه عالَم مىباشد ، جزئى و حصّهاى به صورت رسولى كامل و مُكمِّل و انسانى كلّى حقيقى بالفعل پيدا شد ؛ و آن صورت عنصرى محمّدى صلّى الله عليه و آله بود كه به سوى سائر اين اجزاى تفصيلى من كه افراد انسان بودند بيامد .
5 - پس داستان و قضيّهء حكم من چنان بود كه از خود نفس من بود بر خود نفس من . و چون امورش را بدست گرفت و متولّى امر خود گشت ، از اطاعت و فرمانبردارى روى نگردانيد .
حكم من در عالم شهود و شهادت و بشارت و انذار و تبليغ و دعوت و وضع شرايع و بيان طرائق بود . آن از نفس من در مقام جمع صادر شد و بر نفس من در مقام ظهور و تفرقه كه اجزاى من بودند فرود آمد . امّا چون نوبت تكميل اين اجزاى صورت عنصرى انسانى اجمالى من رسيد به هيچ وجه از اطاعت ، به لجاج و عناد برنخاست ؛ و راه تمرّد و تجرّى را در پيش نگرفت و أَسْلَمَ شَيْطَانِى عَلَى يَدى « 2 » محقّق گشت .
6 و 7 - و از زمان عهد من در اوّليّت امر اتّحاد من در حضرت شهود و اشهادم كه پيش از اوان عناصر و تركيب و تزيين آن بدين صورت جسمانى و آدمى بود ، و پيش از انذار من و حكم برانگيختگى و بعث من به دار بعثت بود ؛
هامش
( 1 ) ؛ آيه 128 ، از سورهء 9 : التّوبة : « هرآينه به تحقيق آمد به سوى شما رسولى از جنس خودتان ، به طورى كه سخت است براى او تحمّل رنجها و مشكلات شما ، او براى هدايت شما حرص مىورزد ، و به مؤمنين رئوف و مهربان است . »
( 2 ) روايت وارده از رسول اكرم صلّى الله عليه و آله مىباشد . يعنى : « شيطان من بدست من تسليم شد و قبول اسلام را نمود . » در كتاب « مشارق الدّرارى » با همين عبارت در دو جا نقل كرده است ؛ در ص 378 و در ص 499
.