هر كه خواهد به دلائل ، خدا دان شود هر چند تمهيد مقدّمات ادلّه و براهين زيادهتر خواهد نمود ، مقرّر است كه از حقّ دور تر خواهد شد و موجب ازدياد حيرت و ضلال خواهد بود .
مولوى :
ترك اين سَخته كمانى « 1 » گو بگو * در كمان نِه تير و پرّيدن مجو
چون كه حقّ است اقرب از حبلُ الوريد * تو فكنده تيرِ فكرت را بعيد
علم تيراندازيت آمد حجيب * زانكه مطلوب تو بُد حاضر به جيب
اى كمان تيرها « 2 » برساخته * صيدْ نزديك تو « 3 » دور انداخته
هر كه دوراندازتر ، او دور تر * وز چنين گنج است او مهجورتر
هر كه او دور است دور از روى تو « 4 » كار نايد قوّت بازوى تو « 5 » اى بسا علم و ذكاها و فِطَن * گشته رهرو را چو غول راه زن « 6 »
چون عقل از ادراك نور وحدت حقيقى عاجز است فرمود :
متن :
خرد را نيست تاب نور آن روى * برو از بهر او چشمى دگر جوى
« 7 » »
سه بند از ترجيعبند شيخ إبراهيم عراقى
شيخ عِراقى : فخر الدّين إبراهيم همدانىّ در يكى از ترجيعاتش كه داراى يازده بند مىباشد ، در همين زمينه مطالبى بسيار زيبا دارد ، كه ما در اينجا به رعايت عدم تطويل با انتخاب خود به سه بند از آن اكتفا مىكنيم :
أ كُوسٌ تَلَألَأتْ بِمُدامْ * أمْ شُموسٌ تَهَلَّلَتْ بِغَمام ؟
از صفاى مى و لطافت جام * درهم آميخت رنگ جام و مدام
همه جام است و نيست گوئى مى * يا مدام است و نيست گوئى جام
هامش
( 1 ) در « لغتنامهء دهخدا » ج 26 ، در كتاب « سين » در ص 351 ، در ستون وسط گويد : سَختَه با فتح سين و تاء به معنى سنجيده و به وزن درآمده و وزن كرده شده است . و در ستون سمت چپ گويد : سَختَه كمان مرادف سخت كمان است .
( 2 ) نسخهء « ز » و « مثنوى » : كمان و تيرها
( 3 ) نسخه « ز » و « مثنوى » : نزديك و تو
( 4 ) نسخه « مثنوى » : روى او
( 5 ) نسخه « ز » و « مثنوى » : بازوى او
( 6 ) « مثنوى » ج 6 ، از طبع آقا ميرزا محمودى ، ص 608
( 7 ) « مفاتيح الإعجاز » در شرح گلشن راز ، از طبع سنگى ( سنهء 1301 هجريّهء قمريّه ) ص 48 تا ص 56 ؛ و از طبع حروفى ، با مقدّمهء كيوان سميعى ، ص 63 تا ص 76