تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الله شناسى (فارسى) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
هر كه خواهد به دلائل ، خدا دان شود هر چند تمهيد مقدّمات ادلّه و براهين زياده‌تر خواهد نمود ، مقرّر است كه از حقّ دور تر خواهد شد و موجب ازدياد حيرت و ضلال خواهد بود . مولوى :
ترك اين سَخته كمانى « 1 » گو بگو * در كمان نِه تير و پرّيدن مجو چون كه حقّ است اقرب از حبلُ الوريد * تو فكنده تيرِ فكرت را بعيد علم تيراندازيت آمد حجيب * زانكه مطلوب تو بُد حاضر به جيب اى كمان تيرها « 2 » برساخته * صيدْ نزديك تو « 3 » دور انداخته هر كه دوراندازتر ، او دور تر * وز چنين گنج است او مهجورتر هر كه او دور است دور از روى تو « 4 » كار نايد قوّت بازوى تو « 5 » اى بسا علم و ذكاها و فِطَن * گشته رهرو را چو غول راه زن « 6 »
چون عقل از ادراك نور وحدت حقيقى عاجز است فرمود : متن :
خرد را نيست تاب نور آن روى * برو از بهر او چشمى دگر جوى
« 7 » »

سه بند از ترجيع‌بند شيخ إبراهيم عراقى

شيخ عِراقى : فخر الدّين إبراهيم همدانىّ در يكى از ترجيعاتش كه داراى يازده بند مىباشد ، در همين زمينه مطالبى بسيار زيبا دارد ، كه ما در اينجا به رعايت عدم تطويل با انتخاب خود به سه بند از آن اكتفا مىكنيم :
أ كُوسٌ تَلَألَأتْ بِمُدامْ * أمْ شُموسٌ تَهَلَّلَتْ بِغَمام ؟ از صفاى مى و لطافت جام * درهم آميخت رنگ جام و مدام همه جام است و نيست گوئى مى * يا مدام است و نيست گوئى جام
هامش
( 1 ) در « لغت‌نامهء دهخدا » ج 26 ، در كتاب « سين » در ص 351 ، در ستون وسط گويد : سَختَه با فتح سين و تاء به معنى سنجيده و به وزن درآمده و وزن كرده شده است . و در ستون سمت چپ گويد : سَختَه كمان مرادف سخت كمان است . ( 2 ) نسخهء « ز » و « مثنوى » : كمان و تيرها ( 3 ) نسخه « ز » و « مثنوى » : نزديك و تو ( 4 ) نسخه « مثنوى » : روى او ( 5 ) نسخه « ز » و « مثنوى » : بازوى او ( 6 ) « مثنوى » ج 6 ، از طبع آقا ميرزا محمودى ، ص 608 ( 7 ) « مفاتيح الإعجاز » در شرح گلشن راز ، از طبع سنگى ( سنهء 1301 هجريّهء قمريّه ) ص 48 تا ص 56 ؛ و از طبع حروفى ، با مقدّمهء كيوان سميعى ، ص 63 تا ص 76