تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الله شناسى (فارسى) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
موجب غيبت و بُعد آن مطلوب است از طالب
. حقّ همىگويد مرا من با توام * من بهر ره گِرد عالم مىدوم
از دور انديشيدن عقل فضولى است كه وجود اشياء را غير وجود حقّ تصوّر نموده‌اند ، و نسبت دو وجود با هم سبب آراى مختلفه گشته ، و هر طائفه‌اى بنا بر خصوصيّت و مناسبت اقوال مسمّى به اسم خاصّ شده‌اند ؛ جماعتى كه به علّيّت وجود واجب و معلوليّت وجود ممكن قائل گشته‌اند ايشان را فلسفى مىنامند . و اشتقاق فلسفه از فيلا و سوف است و فيلا محبّ را گويند « 1 » و سوف حكمت است ؛ يعنى محبّ حكمت . و گروهى مىگويند كه حقّ به ذات و صفات حالّ در نشأ « 2 » انسان كامل مىشود ؛ مثل نصارى در حكايت حضرت عيسى عليه السّلام ، و جماعت نُصَيريّه در باب علىّ مرتضى عليه الصّلاة و السّلام ، و بعضى از صوفيّهء نادان كه ايشان را حلولى مىنامند .

ادراك توحيد حقيقى جز به كشف و شهود ميسّر نيست

و به حقيقت موجب اين مذاهب مختلفه توهّم غيريّت وجود واجب و ممكن است . و ادراك توحيد حقيقى جز به كشف و شهود ميسّر نيست ، و نسبت عقل با مكشوفات همچو نسبت حواسّ است با معقولات ؛ كه چنانچه حواسّ ادراك معقولات نمىتوانند نمود ، عقل نيز ادراك مكشوفات نمىتواند كرد . شعر :
اى برتر از آنكه عقل گويد * بالاتر از آنكه روح جويد اى آنكه وراى اين و آنى * كيفيّت خويش را تو دانى كس واقف تو به هيچ رو نيست * آن‌كس كه ترا شناخت او نيست
هامش
( 1 ) نسخهء « ز » : و اشتقاق فلسفه از « فيلاسوف » است ، و « فيلا » به زبان يونانى ، محبّ را مىگويند . ( 2 ) . نسخه « ز » : نشأة