تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الله شناسى (فارسى) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
مىگفتند . وى مردى تيززبان و در خطاب رسا و بليغ و در قدرتِ دل شجاع بود ، و گفت : اى أمير المؤمنين ! آيا پروردگارت را ديده‌اى ؟ ! حضرت فرمود : اى واى بر تو ! اى ذعلب ! من اين‌طور نيستم كه پرستش كنم پروردگارى را كه وى را نديده باشم ! ذعلب گفت : يا أمير المؤمنين ! تو او را به چه كيفيّتى ديده‌اى ؟ ! حضرت فرمود : اى واى بر تو ! اى ذعلب ! او را ديدگان سر به مشاهدهء ابصار نديده‌اند ؛ و ليكن دلها او را به حقائق ايمان ديده‌اند . اى واى بر تو ! اى ذعلب ! حقّاً و حقيقةً پروردگار من در لطافت بگونه‌اى لطيف است كه نمىتوان او را به صفت لطف توصيف نمود ، و در عظمت بقدرى عظيم است كه نمىتوان او را به صفت عظمت توصيف كرد ؛ و در كبريائيّت به نحوى كبير است كه نمىتوان وى را به صفت بزرگى و كبريائيّت توصيف كرد ؛ و در جلالت به حدّى جليل است كه نمىتوان وى را به درشتى و غلظت توصيف نمود . او قبل از هر چيزى وجود داشته است پس نمىتوان گفت : چيزى پيش از وى بوده است ؛ و بعد از هر چيزى خواهد بود پس نمىتوان گفت : چيزى پس از وى خواهد بود . او اشياء را بوجود مىآورد بدون تصميم و عزم و اسباب قبلى ، بسيار درّاك و با فهم است بدون مكر و حيله . در داخل چيزهاست بدون آنكه با آنها ممزوج گردد و بدون آنكه از آنها فاصله بگيرد و دور شود . ظاهر است نه به گونه‌اى كه با بازگشتِ مباشرت به وى بتوان به او دست آزيد ، و متجلّى و آشكار است نه به گونه‌اى كه با استخدام رؤيت ديدگان بتوان او را ديد ، از اشياء دور است نه دورى به مسافت ، نزديك است نه به پيش آوردن و جلو كشيدن ، لطيف است نه با لطافت جسميّه ، موجودات است نه آنكه پس از عدم به وجود آمده باشد ، فاعل كارها و بجاآورندهء امور است نه به اضطرار و فاقد اختيار ، اندازه
الله شناسى (فارسى) — صفحة 128 | السيد محمد حسين الطهراني