تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الله شناسى (فارسى) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
مستحيل است ؛ چرا كه « أنا » ضمير است و اشاره به حدود ماهوى و إنّيّت است كه مساوى با تقييد و مساوق با تحديد است . و ذات اقدس حقّ تعالى و صفات و اسماى جلال و جمالش از حيطهء تحديد بيرون است ؛ چرا كه او لم‌يزلى و لايزالى است و غير متناهى است ؛ ذاتاً و وجوداً و صفةً و اسماً . و بنابراين احاطه بر ذات او و احصاء و شمارش صفات او محال مىباشد . يعنى احاطهء ضمير أنا ( من ) كه محدود است بر ضمير هو ( او ) كه بالفرض غير محدود است و از دائرهء عدّ و حدّ برون است امكان ندارد .

اعْرِفُوا اللَّهَ بِاللَّهِ ؛ خدا را با خدا بشناسيد

و فقرهء دوّم از اين حديث دلالت دارد بر آنكه چون خداوند لا يتناهى و سرمدى ، به وجودْ عالِم است ، اوست فقط كه شناساى ذات خويش و صفات عُليا و اسماى حُسناى خود مىباشد . و بندهء خدا همچون پيغمبر خدا چون به مقام فناء فى الله رسيد ، و اثرى از بقاياى وجود چه در عالم حسّ و چه در عالم مثال و ملكوت اسفل و چه در عالم عقل و ملكوت اعلى از وى باقى نماند ، در آنجا ديگر وجود متعيّن و هستى محدود موجود نيست تا عالِم و مُدرِك شود و خدا را بشناسد و صفات او را تمجيد و تحميد نمايد ؛ آنجا خداوند است و بس و غير از وى بودن چيزى محال مىباشد . بنابراين ، خداست كه خدا را مىشناسد . و « أَنْتَ » در كلام رسول اكرم صلّى الله عليه و آله : أَنْتَ كَمَا أَثْنَيْتَ عَلَى نَفْسِكَ ، اشاره است به هو هويّت مطلقهء منبع انوار ماهويّه و انّيّهء حضرت حقّ تعالى و تقدّس ، كه بر جميع عوالم صفات و اسماء كلّيّه و جزئيّه محيط ، و از حسّ و از فهم و از ادراك هر ذى حسّى و صاحب شعورى و داراى فهم و ادراكى بالاتر و عالىتر و راقىتر مىباشد . از اينجاست چشمهء پرفيضان احاديث و رواياتى كه دلالت دارد بر آنكه خدا را با خدا بايد شناخت : اعْرِفُوا اللَّهَ بِاللَّهِ . « خدا را با خدا بشناسيد ! » محمّد بن يعقوب كلينى با سند متّصل خود روايت كرده است از حضرت