را كه بوسيلهء آن راه مىرويد . »
و نيز در قول او آمده است :
أَ فَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ فَهُوَ عَلى نُورٍ مِنْ رَبِّهِ .
( آيه 22 ، از سورهء 39 : زمر )
« پس آيا كسى كه خداوند سينهاش را براى پذيرش اسلام گشوده است و بنابراين او با نورى است كه از پروردگارش به او داده شده ( مساوى است با كسى كه در ظلمات است و از آن بيرون نمىشود ) ؟ »
اين همان نورى مىباشد كه خداوند براى بندگان مؤمنش قرار داده است تا از آن در طريق به سوى پروردگارشان استضائه نمايند ، و آن عبارت مىباشد از نور ايمان و نور معرفت .
و مراد از نور ، قرآن نمىباشد بهطورىكه بعضى گفتهاند . زيرا آيه بيان حال همهء مؤمنين را مىكند قبل از نزول قرآن و بعد از نزول آن . علاوه بر اين ، اين نور وصف مؤمنين را مىنمايد كه بدان متّصف مىشوند ؛ همانطور كه اشاره به آن دارد كلام خدا :
لَهُمْ أَجْرُهُمْ وَ نُورُهُمْ .
( آيه 19 ، از سورهء 57 : حديد ) « از براى مؤمنين مىباشد مزدشان و نورشان . »
و كلام خدا :
يَقُولُونَ رَبَّنا أَتْمِمْ لَنا نُورَنا .
( آيه 8 ، از سورهء 66 : تحريم ) « مؤمنين مىگويند : بار پروردگارم ! نور ما را براى ما تمام گردان ! »
و معلوم است كه قرآن صفت مؤمنين نمىباشد . و اگر به اعتبار معارفى كه از قرآن بدست مىآيد و منكشف مىگردد ملاحظه شود ، مرجعش به همان سخن ماست . »
و در تفسير
كَمِشْكاةٍ فِيها مِصْباحٌ الْمِصْباحُ فِي زُجاجَةٍ
فرمودهاند : »
مُشبّهٌ به در اينجا مجموع كلام خدا از
كَمِشْكاةٍ فِيها مِصْباحٌ
است نه مجرّد