با او فقط نرد عشق باختهام ؛ او به من مىگويد : اى حسين ! اين كار را بايد بكنى ! اينست روش و منهاج تو ! اينست سير و حركت تو !
جان بر آنكس ارزش دارد كه براى حفظ آن تن به ذلّت دهد ، و حكومتهاى پيشين و امروز را كه بر اساس ظلم و عدوان است امضا كند . من حُسَينم و ارزش جان من وقتى است كه خودم را براى رهائى بشريّت از چنگال اين ديو صفتان فدا كنم . آن وقت ارزش دارد كه خودم با اهل بيتم را به همين منهاج كه مشاهده مىكنيد فدا كنم ! اينست رويّهء من ! هر كه حُسينى است اينچنين است !
ملاقات فرزدق با حضرت سيّد الشّهداء عليه السّلام در راه كوفه
آية الله شيخ جعفر شوشترى قدّس الله تربته آورده است كه :
سيّد ( ره ) گويد : خبر كشته شدن مسلم بن عقيل در منزل « زُبالَه » به امام رسيد . حضرت به سير خود ادامه داد تا فرزدق او را ديدار كرد ، و به او سلام نمود و گفت :
يَا بْنَ رَسُولِ اللَّهِ ! كَيْفَ تَرْكَنُ إلَى أَهْلِ الْكُوفَةِ وَ هُمُ الَّذِينَ قَتَلُوا ابْنَ عَمِّكَ مُسْلِمَ بْنَ عَقِيلٍ وَ شِيعَتَهُ ؟ !
« اى پسر رسول خدا ! چطور اعتماد مىكنى به اهل كوفه درحالىكه آنان پسر عمويت مسلم بن عقيل و پيروان او را كشتند ! ؟ »
ابيات حضرت در توجّه به عالم بقاء و اعراض از دنياى فانى
راوى گويد : فَاسْتَعْبَرَ الْحُسَيْنُ عَلَيْهِ السَّلَامُ بَاكِياً . ثُمَّ قَالَ : رَحِمَ اللَّهُ مُسْلِماً ! فَلَقَدْ صَارَ إلَى رَوْحِ اللَّهِ وَ رَيْحَانِهِ وَ تَحِيَّتِهِ وَ رِضْوَانِهِ !
أَمَا إنَّهُ قَدْ قَضَى مَا عَلَيْهِ ، وَ بَقِىَ مَا عَلَيْنَا . ثُمَّ أَنْشَأَ يَقُولُ :
فَإنْ تَكُنِ الدُّنْيَا تُعَدُّ نَفِيسَةً * فَدَارُ ثَوَابِ اللَّهِ أَعْلَى وَ أَنْبَلُ ( 1 )
وَ إنْ تَكُنِ الأبْدَانُ لِلْمَوْتِ أُنْشِئَتْ * فَقَتْلُ امْرئ بِالسَّيْفِ فِى اللَّهِ أَفْضَلُ ( 2 )