تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الله شناسى (فارسى) — صفحة 376

مساهمون:

ص٣٧٦
يك تنه قيام فرموده و تا ابدالآباد الگو و سرنوشت عالم انسانيّت گردد . و با رَجَز آبدار و تابناك و متلألئ و كوبندهء روز عاشورا :
كَفَرَ الْقَوْمُ وَ قِدْماً رَغِبُوا * عَنْ ثَوَابِ اللَّهِ رَبِّ الثَّقَلَيْن
« اين قوم كافر شده‌اند ، و از قديم الايّام از ثواب خداوند كه پروردگار جنّ و انس است اعراض كرده‌اند . » تا آخر ابيات كه خود و برادر و پدر و مادر و جدّش را معرفى مىكند ، و اثبات مىنمايد كه فقط و فقط وصايت أمير المؤمنين عليه السّلام و امامت او صحيح بوده است ؛ و اين حكومتهاى يزيدى بر اساس حكومت معاويه ، و آن بر اساس حكومت عثمان ، و آن بر اساس حكومت عمر ، و آن بر اساس حكومت أبو بكر بوده است ؛ و همه باطل اندر باطل ، و خراب اندر خراب است . هان اى جهانيان بدانيد ! هان اى عالميان گوش فرا دهيد ! پدرم وصىّ مصطفى بود ، پدرم علىّ مرتضى لائق زمامدارى دنيا بود . و اينك منم امام به حقّ ناطق كه بايد زمام امور ظاهرى و باطنى ، مادّى و معنوى ، و هدايت بشر را به سوى سبل سلام در دست گيرم ، و مردم را به مقام امن‌وامان رهبرى نمايم . و پس از من فرزندم على است ، و همين‌طور تا برسد به آخر امام معصوم ، پاك و پاكيزه و به خدا پيوسته ، و از هواى نفس امّاره و حبّ جاه فارغ ، و در مسند عزّت الهى آرميده : حضرت مهدىّ : محمّد بن الحسن العسكرىّ ؛ او لياقت اين مقام و مسند را دارد . افّ و افّ بر اين دنيا و حكومتش ! افّ و افّ بر اين عالم شهوات و توابعش ! من قصد كوى وى را دارم . خداوند من ، دل و جان من ، جان و جانان من ، محبوب ازل و ابد من ، معشوق من كه يك عمر از روى دامان پيامبر تا الآن
الله شناسى (فارسى) — صفحة 376 | السيد محمد حسين الطهراني