سوى صفّين ، مرورشان به كربلا افتاد ، و درحالىكه اصحابش بر وى مرور مىنمودند و دو چشمانش از اشك سرشار گرديده بود و مىگريست ، مىگفت :
اينست محلّ خوابيدن مركبهاى سوارى ايشان ، و اينست محلّ فرود آمدن و بار انداختن خود ايشان ، اينجا محلّ ريخته شدن خونهاى آنهاست ؛ خوشا بر حال تو اى خاك كه بر روى تو خونهاى محبوبان بارگاه الهى ريخته مىشود !
و حضرت امام باقر عليه السّلام فرمودند : أمير المؤمنين علىّ بن أبى طالب از كوفه بيرون شد ، و مردم را براى نبرد معاويه در صفّين كوچ مىداد ، تا رسيد به جائى كه تا كربلا دو ميل يا يك ميل بيشتر فاصله نداشت . در آنجا در برابر لشكر به پيش آمد تا گرداگرد مكانى دور زد كه به آن « مِقدَفان » مىگفتند . فرمود : در اينجا دويست پيغمبر و دويست سبط پيغمبر كشته شده است كه همگى آنها شهيدانند .
و محلّ خوابيدن مركبها ، و به زمين افتادن عشّاقى است كه پيشينيان بر ايشان نتوانستند در عشق بر آنان سبقت گيرند ؛ و پسينيان از ايشان نتوانستند در عشق خودشان را به آنان برسانند » .
روايت ابن عبّاس در كربلا در وقت حركت به صفّين
عالم كبير و محقّق عظيم مرحوم حاج شيخ جعفر شوشترى ، از مجاهد از ابن عبّاس روايت كرده است كه او گفت :
در سفرى كه حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام به سمت صفّين حركت مىنمود ، من در محضرش بودم . هنگامى كه به نينَوا كه در ناحيه شطّ الفرات است رسيد ، با بلندترين صداهاى خود مرا ندا كرد و گفت : يَا بْنَ عَبَّاسٍ ! أَ تَعْرِفُ هَذَا الْمَوْضِعَ ؟ ! « اى پسر عبّاس ! آيا اين محلّ را مىشناسى ؟ ! »
به او گفتم : يا أمير المؤمنين ! نمىشناسم !
حضرت فرمود : لَوْ عَرَفْتَهُ كَمَعْرِفَتِى ، لَمْ تَكُنْ تَجُوزُهُ حَتَّى تَبْكِى