ممكن است كه مراد به « اوّل » اوّل تعالى باشد ، و مراد حضرت بارى عزّ اسمه باشد ، و ممكن است كه مراد امام اوّل باشد ، و اوّل انسب است ؛ چرا كه عدول از اسم حضرت به اوّل وجه ندارد .
به هر حال مىفرمايد كه : نابود و بىاعتبارست هر عملى كه جز عبادت و بندگى حقّ باشد ؛ و عملِ عبادت و بندگى هم نابود و ناچيزست مگر عبادت كسانى كه عبادت ايشان از روى علم و دانش باشد ؛ و عبادت مقرون به علم هم بىاعتبار و نابودست مگر علمى كه صاحب آن علم در گفتار و كردار صادق باشد ؛ و علماى صادق هم عبادت ايشان نابود و ناچيزست مگر عبادت علمائى كه عبادت ايشان از روى اخلاص باشد ؛ و عبادت مخلصان نيز نابودست مگر آنان كه متّقى و پرهيزگار باشند ؛ و عبادت متّقى هم نابود است مگر آنان كه تقواى ايشان از روى يقين باشد ؛ و اهل يقين هم در خطر عظيماند كه آيا سالم توانند جست يا نه ؟ ! خداوند عالم به حبيب خود مىفرمايد كه : بندگى كن پروردگار خود را تا وقتىكه فرارسد ترا موت . « 1 »
هامش
( 1 ) ملّا عبد الرّزّاق در اينجا شرح ذيل را اضافه دارد : « و نسبتِ اتيان به موت داد نه به مخاطب بهواسطهء تلخى موت و اشارت به آنكه موت نه چيزى است كه آدمى به اختيار خود به او برسد و به مردن راضى شود ، پس در حكايت موت گويا موت به او رسيده است نه او به موت . يا اشاره باشد به عظمت مرتبهء موت به اعتبار اهوال قبل از موت و بعد از موت . يعنى از بسكه موت در نهايت خوف و هول است رسيدن بندهء ضعيف به او متعسّر بلكه متعذّر است ، و اگر واقع شود ، از طرف موت متصوّر است نه از طرف بنده ؛ چنان كه از خواجه جمال الدّين محمود شيرازى كه از جملهء تلامذه ملّا جلال دَوّانى است [ منقول است كه : ] روزى به خدمت استاد عرض كرد كه : شيخنا ! آيا روزى باشد كه ما به فضيلت برسيم و فىالجمله ما را ترقّى علمى حاصل شود و در عداد فضلا توانيم بود ؟ ! استاد فرمود كه : شما هرگز به فضل نمىرسيد ، امّا فضل به شما مىرسد ! يعنى فضيلت و دانش رفته رفته تنزّل خواهد كرد و به شما خواهد رسيد .
صوفيّه يقين را تفسير مىكنند به مرتبهء وصول به حقّ . يعنى هر كه از رياضات و مجاهدات و ترك تعلّقات بدنى و رفضِ غواشى هيولانى و اصل به حقّ شد ، ديگر عبادت و تكليف از او ساقط است و از قلم تكليف بيرون است ؛ و اين لايَعْنى ( 1 ) و پوچ محض است ؛ چه اگر رسيدن به مرتبهء اعلى و درجهء قصواى رياضت منتج سقوط تكاليف مىبود مىبايست از انبياء و اوصياء ساقط باشد . » ( 1 ) « لا يعنى ، يعنى بىفائده و غير مفيد ( تعليقه )