قدَّس اللهُ سرَّه به خوبى مبيّن مىسازد كه لقاى خداوند امرى است حتمى ، و براى حصول آن لازم و واجب است تا مردمان اميدوار ، بدان كمر همّت بر ميان بندند ، و پاى راستين در مِضمار اين ميدان بنهند و با قدمى استوار و عزمى راسخ اين راه را طىّ كنند ، و از هيچ آفتى و عاهتى به هراس درنيايند ، و از هيچ مشكل و رادع و مانعى كه بر سر راهشان قرار گيرد از راه متوقّف نشوند و با حول و قوّه الهى آن مانع را بر كنار بنهند ، و از امتحانهاى گوناگون كه لازمه طىّ اين طريق مىباشند در وحشت نيفتند ؛ تا با مدد خداوندى به وصال او نائل آيند . اين راه اختصاص به امّت پيامبر آخر زمان ندارد ؛ در جميع امم سالفه و پيشينيان از مؤمنان به پيامبران ، مطلب از همين قرار بوده است .
از بهانه آوردن نتيجهاى حاصل نمىشود ، و از « از امروز به فردا افكندن » ثمرى به دست نمىآيد ، و از سرپوش جهل و حماقت بر روى ديده عقل نهادن نورى در دل پديدار نمىگردد .
آخر خداوند با چه بيانى بيان كند ؟ ! و با چه اصرار و ابرامى مطلب را حالى نمايد ؟ ! و با چه تأكيد و توبيخى جاهلان را دانا ، و خواب روندگان را بيدار ، و غافلان را هشيار فرمايد ؟ !
و الله و تالله و بالله اگر در تمام قرآن كريم نبود مگر همين چند آيه اخير مذكوره در اوائل سوره عنكبوت كه تفسيرش را اجمالًا از حضرت استاد فقيد الفقه ، و فقيد العلم و العرفان ، و فقيد البصيرة و الشّهود ، گوش داديم و خوانديم ؛ براى ما كافى بود تا چه رسد به باقى آيات و جميع قرآن كه سراسر آن از وحدت حقّ و وجود واجب الوجود بحث دارد و لقاى وى را با اصرح بيان و اظهر دلالات به ما گوشزد مىنمايد .
اشعار مغربى در لزوم مجاهدت براى لقاء خداوند
نخست ديده طلب كن ، پس آنگهى ديدار * از آنكه يار كند جلوه بر اولو الأبصار