4 - من تو را پند و اندرز دادم بهواسطه علمى كه به عواقب وخيم هواى نفس داشتم ، و اما آنچه را كه نظريّه من است آنست كه تو در اين نصيحت با من مخالفت خواهى كرد . هان اينك اختيار كن براى خودت از دو طريق ، آنچه را كه برايت شيرين است !
5 - پس اگر حيات با سعادت را مىطلبى در راه او بمير كه شهيد خواهى بود ؛ و اگر نه ، براى عشق سوزان و جانگداز وى افرادى هستند كه آن را دنبال كنند !
6 - بنابراين كسى كه در محبّت او نميرد ، زندگى و حيات به او نمىيابد . و قبل از رسيدن به كانون عسل زنبور عسل حتماً بايد تحمّل نيش آن را بنمائى !
7 - چنگ بر دامان عشق زن ! و پرده حيا را رها كن ! و از راه مقدّسمآبان بر كنار رو ، گرچه همه آنها بزرگ و زياد بوده باشند !
8 - تو به كشته راه عشق بگو : حقّش را أدا نمودى ! و به مدّعى عشق بگو : هيهات ! هيچگاه با سياهى ، مرد سرمه بر چشم كشيده ، مانند چشم سياه طبيعى نخواهد بود !
تَعَرَّضَ قَوْمٌ لِلْغَرامِ وَ أعْرَضوا * بِجانِبِهِمْ عَنْ صِحَّتى فيهِ وَ اعْتَلّوا ( 9 )
رَضوا بِالامانى ، وَ ابْتُلوا بِحُظُوظِهِمْ * وَ خاضوا بِحارَ الْحَبِّ دَعْوى فَما ابْتَلّوا ( 10 )
فَهُمْ فى السُّرَى لَمْ يَبْرَحوا مِنْ مَكانِهِمْ * وَ ما ظَعَنوا فى السَّيْرِ ، عَنْهُ وَ قَدْ كَلّوا ( 11 )
وَ عَنْ مَذْهَبى ، لَمّا اسْتَحَبّوا الْعَمَى عَلَى الْ * هُدَى حَسَداً مِنْ عِنْدِ أنْفُسِهِمْ ضَلّوا ( 12 )
9 - گروهى به عشق سوزان خود را منتسب كردند ، و ليكن از استقامت من