تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الله شناسى (فارسى) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢
مغربى آينه دل ز غبار دو جهان * پاك بزْداى كه پيوسته در او مىنگرم « 1 »
و همچنين حكيم عالىرتبه اعلام مىدارد :
اى به ره جستجوى ، نعره‌زنان دوست دوست * گر به حرم ور به دير ، كيست جز او ، اوست اوست پرده ندارد جمال غير صفات جلال * نيست بر اين رخ نقاب ، نيست بر اين مغز پوست جامه دران گل از آن نعره‌زنان بلبلان * غنچه بپيچد به خود ، خون به دلش تو به توست دم چو فرورفت هاست ، هوست چو بيرون رود * يعنى از او در همه هر نفسى هاىوهوست يار به كوى دل است ، كوى چو سرگشته گوى * بحر به جوى است و جوى اين همه در جستجوست با همه پنهانيش هست در اعيان عِيان * با همه بىرنگيش در همه ز او رنگ و بوست يار در اين انجمن يوسف سيمين بدن * آينه خانه جهان ، او به همه رو به روست پرده حجازى بساز يا به عراقى نواز * غير يكى نيست راز ؛ مختلف از گفتگوست مخزن اسرارِ اوست سرّ سويداى دل * در پيَش اسرار باز در به در و كو به كوست « 2 »
هامش
إنّ المحبّةَ أمرُها عجبُ * تُلقَى عليكَ و ما لَها سببُ »و در ص 32 گويد : « و بعضى گفته‌اند : فنا غيبت است از اشياء ، و بقا حضور است با حقّ ؛ و اين معنى نتيجه سكْر است . و صاحب « عوارف » گفته : الفناءُ المطلقُ المطابقُ ، هو ما يَستَولى من أمر الحقِّ سبحانَه على العبدِ ، فيَغلبُ كونُ الحقِّ على كونه العبدَ . و حقيقت مطلق فنا اينست ( 1 ) « ديوان شمس مغربى » طبع اسلاميّه ، ص 86 و 87 ( 2 ) « ديوان حكيم حاج ملّا هادى سبزوارى » متخلّص به اسرار ، كتابفروشى ثقفى - اصفهان ، ص 38 و 39
الله شناسى (فارسى) — صفحة 312 | السيد محمد حسين الطهراني