او مىشود كه با آن مىشنود ، و قدرت او مىشود كه با آن كار مىنمايد ، و علم او مىگردد كه با آن مىداند ، و جود او مىشود كه با آن مىبخشد . « 1 » و در آن صورت عارف در حقيقت و واقع الامر متخلّق به « أخلاق الله » گشته است .
و برخى از محقّقين در شرح اين خبر نيز گفتهاند : معنى محبّت خدا ، كشف حجاب است از روى قلب بنده ، و متمكّن ساختن و مقرّب داشتن او را به ذات خود . و معنى محبّت بنده ، عبارت است از ميل نفس بنده به چيزى به جهت كمالى كه در آن ادراك مىنمايد ، به حيثيّتى كه او را وادار مىكند تا بجاى آورد آن عملى را كه وى را بدان چيز نزديك سازد .
بنابراين ، چون بنده خدا دانست كه كمال حقيقى وجود ندارد مگر براى الله ، و جميع كمالاتى را كه در خود و در غير خود مىبيند از الله است و به الله است و به سوى الله است ؛ محبّت ديگر براى او وجود ندارد مگر لِلَّهِ و فى اللَّهِ . و اين ادراك و فهم اقتضا مىكند تا آنكه پيوسته بنده اراده طاعت خدا ، و رغبت در كارهاى مقرِّب به سوى خدا ، و متابعت از كسى كه وسيلهء او به سوى معرفت و محبّت خداست داشته باشد . خداوند تعالى به پيغمبرش مىفرمايد :
قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ .
« 2 »
هامش
( 1 ) عبارت « مرآة العقول » وجوده الّذى به يجودُ است ؛ ولى در « معادشناسى » ( ج 2 ، ص 56 و 57 از طبع جديد ) بنقل از « شرح اشارات » و در خود « شرح اشارات » ( طبع مطبعهء آرمان ، سنهء 1403 ه . ق ) ج 3 ، ص 389 عبارت اينچنين است : و وجودَه الذى به يوجَدُ ؛ يعنى : و وجود او مىشود كه با آن هستى پيدا مىكند . ( م )
( 2 ) صدر آيه 31 ، از سوره 3 : آل عمران :قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ .« بگو ( اى پيغمبر ) اگر شما اينطور هستيد كه خدا را دوست داريد ، از من پيروى نمائيد تا خداوند شما را دوست داشته باشد ، و گناهانتان را بيامرزد ؛ و خداوند غفور و رحيم است . »