در اينجا علّامه مجلسى ، گفتار شيخ ( قدّه ) را ختم نموده و سپس خودش در شرح و تفصيل اين حديث شروع كرده مىگويد :
بنابراين ، اين اخبار نفىكنندهء مذاهب فاسدهء آنان است ، نه اثباتكنندهء آن . و براى اين اخبار نزد اهل ايمان و اصحاب بيان و ارباب لسان ، معانى واضحهاى مقرّر است كه اذهان ، آنها را تلقّى به قبول مىكند . و مبتنى بر مجازات و استعارات شايعهاى مىباشد كه در حديث و قرآن موجود است . و مشتمل است بر نكات بليغهاى كه صاحبان فكر و معنى آن را استحسان مىنمايند و منافات با عقائد اهل ايمان ندارد . و ما در اينجا اشاره به برخى از آنها مىنمائيم :
اوّل : چيزى است كه شيخ بهائى قدّس سرّه ذكر كرده است ( و اگرچه در ابتداى كلامش سست آمده است ) او مىگويد : از براى صاحبدلان در اين مقام ، كلمات سَنيّه و اشارات سَريّه و تلويحات ذوقيّهاى است كه مشام جانها را عطرآگين مىسازد ، و استخوان پوسيدهء قالبها را حيات نوين مىبخشد . كه بدان معانى عاليه راه نمىيابد و بر مَغزَى و مراد آن اطّلاع حاصل نمىكند مگر كسى كه بدنش را در رياضتها به سختى درافكنده باشد و نفسش را به مجاهدتها رنج بخشيده باشد ، تا اينكه از مذاق آنان اشراب گردد و از مطلبشان سر درآورد .
و امّا كسى كه آن رموز خفيّه را ادراك نكند ، و بدان گنجهاى ذى قيمت راه نبرده باشد ، به علّت اعتكاف و درنگش بر حظوظ دنيّه و انهماكش در لذّات بدنيّه ؛ وى از استماع آن كلمات در خطر عظيم مهلكى از واژگون شدن در قعر چاههاى الحاد ، و وقوع در سرازيريهاى پرنشيب حلول و اتّحاد ، در هلاكت بزرگ و شقاوت سترگى در خواهد افتاد . تَعالَى اللَّهُ عَنْ ذَلِكَ عُلُوّاً كَبيراً .
آنگاه شيخ بهائى ( ره ) فرموده است : ما در اينجا با بيانى كه متناسب افهام باشد و اخذ آن آسان باشد ، مبادرت به سخن مىنمائيم و مىگوئيم : اين مطالب
الله شناسى (فارسى) — صفحة 287
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٢٨٧